کرامات الحسینیه صفحه 344

صفحه 344

گریه ای که در اطرافم بود با شدّت گریه من شدّت میگرفت ، کم کم خودم را مثل آنکه در مجلس روضه پرجمعیّت و با حالی قرار گرفته باشم حس می کردم .

حال نمی دانم در و دیوار بامن گریه می کردند ، یاملائکه آسمان در آن خانه جمع شده بودند و زمزمه داشتند ، یا آنکه مؤ منین از جنّ بامن هماهنگی می کردند ، هرچه بودمن خوشحال بودم که امروز تنها نیستم ، مدتی این وضع به طول انجامید کم کم صداهای گریه و شیون تمام شد و سپس مجلس معطّر و منّور به تجلیّات حضرت بقیّه اللّه ع گردید و فیوضات فوق العاده ای نصیبم شد که از نقلش معذورم . اینجا من هرچه اصرار کردم که مختصری از خصوصیّات آن تشرف را نقل کند ، حاضر نشد و من هم که همین مقدار از قصه را در اینجا نقل کردم برای این که به عاشقان حضرت بقیه اللّه روحی فداه بگویم گریه بر سیّد الشّهدا ع آن هم صبح و شام فوائد بسیاری دارد و اگر کسی بخواهد به فیض عظمی ملاقات آن حضرت موفق شود می تواند به این وسیله متوسل گردد . (42) بیا ای دوست تا باهم بسوزیم

چو شمع محفل ماتم بسوزیم

من و تو سوگوار یک عزیزیم

بیاتا هردو در یک غم بسوزیم

بیا چون شمع و چون پروانه باشیم

به گردهم برای هم بسوزیم

بیا بامحرمان دمساز گردیم

چرا از طعن نامحرم بسوزیم

چو می خواهی در آن عالم نسوزی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه