کرامات الحسینیه صفحه 351

صفحه 351

عالم جلیل و زاهد مسلم حاج آقای شیخ عبد الجواد حائری مازندرانی فرمود روزی کسی آمد خدمت خلد مکان شیخ الطایفه زین العابدین مازندرانی قدّس اللّه سره العالی شکایت از تنگی معاش خود کرده شیخ به او فرمود برو حرم حضرت اباعبداللّه ع زیارت عاشورا بخوان رزق و روزی به توخواهد رسیداگرنرسید بیا نزد من ، من خواهم داد .

آن

بنده خدا رفت بعد از زمانی آمد خدمت آقا ، آقا فرمود چه کارکردی ؟ گفت در حرم مشغول خواندن زیارت عاشورا بودم کسی آمد و وجهی به من داد و در توسعه قرارگرفتم . (45) حسین ای همه هستی نثار مقدم تو

بهار دین وسیاست بودمحرم تو

کنند منع عزای تودشمنان چون هست

سلاح خانه براندازکفر ماتم تو

اگر که تا به قیامت زپا نمی افتد

خدا بدست خود افراشته است پرچم تو

به خلقت توخدا قدرتی دگر کرده است

که ازتمام عوالم جداست عالم تو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه