تحریف شناسی و فرهنگ عاشورا صفحه 1

صفحه 1

ضرورت غبار روبی از تاریخ عاشورا

باید از تاریخ عاشورا، غبارروبی کرد و بطلان این مدعا که «هر واقعه ای به صرف تعلق به حوزه فرهنگ و تاریخ عاشورا، قدسی و غیر قابل نقد می شود» کاملاً آشکار است.قهراً این پژوهش، مورد غضب و طرد و لعن خشک مغزان و متحجران واقع خواهد شد چراکه به غلط، ورود به ساحتِ نقد را مساوی و مساوق با زوال و انهدام بنیان های دینی می انگارند. در حالی که نقد و نگاه انتقادی دردمندانه و دین مدارانه، دریای پر تلاطم دین ورزی را از بدل شدن به مرداب سکون و رکود و تعفن، بازخواهد داشت و طرب و طراوت آن را ضمانت خواهد کرد. فضیلت تراشی های گزاف و بیهوده که همواره منجر به «تراشیدن و دور ریختن فضیلت های واقعی» شده است، باید معروض نقدِ آگاهانه و خردمدارانه واقع شود و این اصلِ بی اصالت که «هدف، وسیله را توجیه می کند»، باید ریشه کن گردد تا دیگر عاشورا، به نام حسین علیه السلام و به کام پاره ای از معرکه گیران، مسخ نشود و این حقیقت عظیمی که همچون زخمی زنده و تپنده بر نهفت روح تاریخ می درخشد، دوباره و در مقیاسی بشری و جهانی - و نه متعلق به فرقه یا دینی خاص - پرتوافشانی کند.تشیع در عاشورا خلاصه نمی شود و عاشورا، ضرورتی ناگزیر در جغرافیای عمل و اندیشه شیعی بوده است. چشم پوشی از پنجاه و اندی سال صلح طلبی و اندیشه ورزی سید الشهدا و تأکید بر ده روز خونین عاشورا، در بسیاری از اذهان، تبیینی خشونت طلبانه از آیین خردمدار شیعی می آفریند و این، ستمی بزرگ در حق منادی رحمت و صلح، امام حسین علیه السلام، خواه بود.

بی شک، مظلومیت حسین علیه السلام، در این نیست که تشنه لب در سال 61 هجری در برهوتی سوزان کشته شد، مظلومیت وی از این حیث، مضاعف است که دشمنانش چنان بودند و پاره ای از دوستان اش چنین، و این سخن مشهور را از یاد نبریم که «برای نابود کردن یک شخص یا اندیشه، کارآمدترین شیوه این است که از آن، بد دفاع کنیم».مدافعان حریم تشیع، باید زینت آن باشند نه مایه شرمساری و زوال آن. هیچ هدفی، باعث تطهیر و توجیه وسیله غیر مشروع نخواهد شد. متأسفانه در جامعه ما بسیاری از مداحان و روضه خوانان با تشبث به همین اصل ماکیاولیستی به آفرینش و ابداع انواع و اقسام دروغ های محیر العقول و نسبت های ناروا به عاشورا و حضرت سید الشهدا مبادرت ورزیده اند و شگفت اینکه صاحبان برخی مقاتل عمداً و با علم به تبعات سوء این امر، دست به چنین کاری یازیده اند. مقدمه صاحب کتاب نامعتبر محرق القلوب شاهدی گویا بر این مدعاست:نقل اخبار ضعیفه و غیر معتبره در حکایات و وقایع پیامبر و اهل بیت او، جائز است و هرگاه خبر ضعیفی دلالت کند بر اینکه گریه بر امام حسین علیه السلام، فلان قدر ثواب دارد و کسی آن خبر را بشنود و به نیت رسیدن به آن ثواب بگرید، حق تعالی آن ثواب را به او کرامت می فرماید... و به همین جهت ما نیز در این کتاب، اخبار ضعیفه را با اخبار صحیحه آورده ایم. [1] .صاحب کتاب ارزشمند لؤلؤ و مرجان مرحوم محدث نوری، در نقد این دیدگاه، در کتاب مزبور، بحثهای مبسوط، مفصل و در عین حال مستدلی نموده و با قیاس این عمل با

ارتکاب فعل قبیح دروغ، فرقی بین این دو قائل نشده و هر حرامی را که وسیله گریاندن باشد در زمره محرمات به شمار آورده است. [2] در رفتار وی و نظریات فقهی پاره ای از مراجع نیز ذکر مصائب ناروا و دروغین در ماه رمضان، از مبطلات روزه شمرده شده است.

آیا گریه، هدف است؟

علاوه بر این، حتی استدلال معتقدان به قضیه «هدف، وسیله را توجیه می کند»، مخدوش و قابل ایراد است. گریه، در فرهنگ عاشورا هرگز هدف تلقی نشده، بلکه گریه آگاهانه، ابزاری برای احیای تشیع به شمار می رود.مع الاسف، عوام زدگی برخی از روضه خوانان و مداحان باعث تحریف در مفهوم گریه شده و هر نوع گریستنی را - ولو توأم با ریا - تجویز نموده و صواب و مستلزم ثواب می شمارند. در کتاب دعات الحسینیه مؤلف، ترتب ثواب اخروی را موقوف بر گریه حقیقی ندانسته، بلکه همین که فرد قصد گریه داشته یا خود را به صورت گریه کنندگان درآورد، همان ثواب گریه را دارد. [3] آیا مفهوم «تباکی»، آن هم بدون اخلاص و آگاهی، به سرانجامی جز ریا و تزویر منجر خواهد شد؟ تباکی بدون موضع گیری خاص فردی و اجتماعی یا اعلام وابستگی به حقیقت، جز هتک حیثیت سید الشهدا و ارتکاب فعلِ قبیح تظاهر دروغین و سالوس مآبانه نخواهد بود. روزگاری پیش از این، که بنی امیه در روز عاشورا جشن گرفته و اظهار سرور و شادمانی می کردند، تظاهر به اندوه و سوگواری نیز نوعی ابراز همدلی با اهل بیت به شمار می رفت اما متأسفانه امروزه، در برخی از مجالس به شکل یک عادت اجتماعی و فاقد مفهوم و معنای محصَّل، انجام و تبلیغ می شود.از عوامل مهمی که باعث رواج

تحریفات در واقعه عاشورا شده است تلاش روضه خوانان برای ایجاد رقت قلب و گریه در مخاطبان بوده در این مسیر، جستجوی سوزناک ترین و رقت بارترین وقایع این حادثه نیز سرلوحه کارهای آنان شمرده شده است و این افراد اگر به چنین هدف و غرضی در مقاتل و منابع معتبر دسترسی پیدا نمی کردند به جعل و پردازش اسطوره ها و افسانه های سوزناک و گریه آور اهتمام می ورزیدند تا به هر شکل ممکن، به هدف و نیت خود که همان بکاء یا تباکی بودند، جامه عمل بپوشانند.نکته جالب این است که در این سیر بی سلوک و ناآگاهانه، بسیاری از روضه خوانان با این توجیه که روضه هایشان زبان حال امام علیه السلام است نه زبان قال و به تعبیر دقیق تر، زبان ناظر به واقع نیست بلکه براساس اقتضائات احوال حدسیه شهدای کربلا، بافته شده است، خود را تبرئه می کنند، در حالی که از این امر غافلند که باید نسبتی بین زبان حال با زبان قال موجود باشد. نمی گوییم این نسبت از حیث منطقی تساوی باشد، اما حداقل، تباین نباشد و منجر به زوال و انهدام عزت و غیرت حسینی نشود. عزتی که با حروفی خونبار در کالبد کلمات، متجسد شده است:این فرومایه فرزند فرومایه (عبیداللَّه بن زیاد)، مرا در میانه دو راهی شمشیر و خواری، قرار داده است. هیهات که ما خواری را، ذلت را پذیره شویم، چراکه خدا، پیغامبرش و باورمندان به خداوند و فرستاده اش و جان های غیور و شریف و روح های عزتمند، همگان از این کار، تن زده و خودداری می کنند و قتلگاه کریمان و جوانمردان را بر خواری و تسلیم شدن در برابر سفلگان و فرومایگان، ترجیح می دهند. [4] .جای دریغ

است که چنین مرام و مذهبی که بهشت را در سایه شمشیرها، شیرین تر از عسل و گردنبندی زیبا بر گردن دختری جوان می داند، اسیر و گرفتار سوء استفاده نااهلان و ناآگاهان گردد و از سوی دیگر در غیبت عقل و اندیشه و نیز خاموشی و فراموشی اندیشمندان، آگاهان و عاشوراشناسان، این واقعه دچار مسخ و تحریف گردد.

تحریف در تاریخ اسلام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه