- مقدمه 1
- هجرت امام حسین از مدینه به مکه و دعوت اهل کوفه از ایشان 4
- جلوگیری سپاه حر بن یزید ریاحی از ادامه حرکت امام 18
- ورود کاروان امام حسین به سرزمین کربلا 21
- تاسوعا 24
- نماز ظهر روز عاشورا 34
- شهادت علی اکبر 35
- شهادت حضرت قاسم بن الحسن 36
- نبرد سرور شهیدان، حسین بن علی و کیفیت شهادت آن حضرت 40
- حرکت کاروان اسرا به طرف کوفه 46
- ورود کاروان اسرا به شام 50
- واقعه حره و قتل عام مردم مدینه به دستور یزید بن معاویه 59
مقدمه
مقدمه
- روز سوم شعبان سال چهارم هجری، در بیت عصمت و طهارت نوزادی متولد شد که ولادتش قلبها را مسرور و دیده ها را گریان ساخت.
کودک را نزد رسول خدا (ص) آوردند.
پیامبر گرامی در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را حسین نامید.
جبرئیل و فرشتگان آسمانها برای تهنیت و شاد باش به محضر رسول خدا (ص) نازل می شدند و تولد این نوزاد را تبریک می گفتند؛ ولی آنان حامل پیام دیگری نیز بودند، خبری که رسول خدا (ص) را بشدت متأثر کرد و اشک از دیدگانش
جاری شد: این کودک را امت تو به قتل می رسانند! امام حسین (ع) یک ساله بود که فرشتگان بسیاری بر نبی مکرم اسلام نازل شدند و عرض کردند: یا محمد! همان ستمی که از قابیل بر هابیل وارد شد، بر فرزندت (حسین) وارد می شود و همان اجری که به هابیل داده شد، به حسین داده می شود و عذاب کنندگانش همچون عذاب قابیل خواهد بود! از این رو، رسول خدا (ص) می فرمود: خداوندا! هر کس حسین مرا ذلیل می کند، خوار و ذلیلش کن و هر که حسینم را می کشد، او را به مقصودش نائل مفرما! رسول خدا (ص) به انحاء و طرق مختلف، مراتب فضیلت و منزلت فرزند خود، حسین- علیه السلام- را به امت گوشزد می فرمودند.
گاه به زبانی فراگیر، تمامی اهل بیت را می ستود و گاه درباره امام حسن و امام حسین- علیهما السلام- سخنانی بیان می فرمودند و گاه در خصوص امام حسین- علیه السلام- اشاره نموده، مقامش را یادآور می شدند تا حجت بر همگان تمام شود و حق از باطل مشخص گردد، گاهی نیز در مقابل چشمان مردم، گلوی کودک و دهان او را می بوسیدند و یا زمانی که در سجده نماز بودند و سنگینی کودک را بر دوش خود احساس می کردند، به احترامش سجده را طول می دادند تا جایی که نمازگزاران گمان می کردند وحی الهی نازل شده است.
آری، کسانی که پس از این، در سال 61 هجری، خون حسین (ع) را به گردن گرفتند، در زمان طفولیت آن حضرت، چه بسا کودکان و یا جوانانی بودند که سخنان پیامبر (ص) را نمی شنیدند و یا با بی اهمیتی گوش می کردند و ممکن بود از یادشان