- مقدمه 1
- هجرت امام حسین از مدینه به مکه و دعوت اهل کوفه از ایشان 4
- جلوگیری سپاه حر بن یزید ریاحی از ادامه حرکت امام 18
- ورود کاروان امام حسین به سرزمین کربلا 21
- تاسوعا 24
- نماز ظهر روز عاشورا 34
- شهادت علی اکبر 35
- شهادت حضرت قاسم بن الحسن 36
- نبرد سرور شهیدان، حسین بن علی و کیفیت شهادت آن حضرت 40
- حرکت کاروان اسرا به طرف کوفه 46
- ورود کاروان اسرا به شام 50
- واقعه حره و قتل عام مردم مدینه به دستور یزید بن معاویه 59
از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا مسامحه کاری های عمر سعد بر عبیدالله بن زیاد پوشیده نبود و بیم آن می رفت که او از دستور جنگ با امام حسین (ع) سرپیچی کند و در زمانی که باید نتیجه گیری کرد، میدان را ترک نماید.
لذا عبید الله بن زیاد، شمربن ذی الجوشن را که مردی خشن و قسی القلب بود، همراه با نامه ای به کربلا، نزد عمر بن سعد فرستاد.
ابن زیاد مجددا از عمر سعد خواست تا به امام پیشنهاد کند همه بدون قید و شرط تسلیم شوند و در صورت نپذیرفتن این پیشنهاد، آنها را زنده به کوفه بفرستد و یا با آنان بجنگد.
ابن زیاد شفاها به شمر گفت: اگر عمر سعد فرمان را نپذیرفت، تو فرمانده سپاه هستی؛ او را گردن بزن و سرش را نزد من بفرست! عمر سعد نامه عبیدالله را خواند و شمر
به او گوشزد کرد که در صورت نپذیرفتن فرمان، فرماندهی را از دست خواهد داد.
او حاضر به از دست دادن این سمت نشد و آمادگی خود را برای اجرای دستور اعلام کرد و شمر را به فرماندهی پیاده نظام لشکر منصوب نمود.
تاسوعا
تاسوعا
وقوع جنگ قطعی به نظر می رسید.
در یک طرف سپاه کفر قرار داشت و در طرف مقابل، مردانی که خون علی (ع) در رگهای آنان جاری است و ایمان سرشار آنان، هر حادثه ای را در نظر آنان کوچک، و حقیر جلوه می دهد، بزرگوارانی که هر چه بیشتر آنان را از کشته شدن می ترساندند، ایمانشان آنان بیشتر می شود و توکلشان بر پروردگار متعال افزونتر: الذین قال لهم الناس إن الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم إیمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل: آنان که چون مردم به آنها می گویند همگی علیه شما جمع شده اند، پس از آنان بترسید، در عوض، ایمانشان بیشتر می شود و می گویند: تنها خداوند ما را بس است و ما کار خود را به او می سپریم و او وکیل خوبی است (سوره آل عمران، آیه 173) مردانی چون حسین بن علی (ع)، ابوالفضل العباس (ع)، علی اکبر (ع) و حبیب بن مظاهر.