- مقدمه 1
- هجرت امام حسین از مدینه به مکه و دعوت اهل کوفه از ایشان 4
- جلوگیری سپاه حر بن یزید ریاحی از ادامه حرکت امام 18
- ورود کاروان امام حسین به سرزمین کربلا 21
- تاسوعا 24
- نماز ظهر روز عاشورا 34
- شهادت علی اکبر 35
- شهادت حضرت قاسم بن الحسن 36
- نبرد سرور شهیدان، حسین بن علی و کیفیت شهادت آن حضرت 40
- حرکت کاروان اسرا به طرف کوفه 46
- ورود کاروان اسرا به شام 50
- واقعه حره و قتل عام مردم مدینه به دستور یزید بن معاویه 59
به دستور سرکردگان سپاه، خیمه ها را غارت کردند و آنها را آتش زدند.
زنان و دختران، سراسیمه و هراسان و شیون کنان از خیمه ها بیرون می دویدند، هر یک به سویی می گریخت.
چون به خیمه امام زین العابدین (ع) که با حالت بیماری در بستر افتاده بودند، رسیدند، همراهان شمر گفتند: آیا این مرد را هم بکشیم؟ حمیدبن مسلم گفت: او مریض است و همین بیماری او را از پای در خواهد آورد؛ لازم نیست او را بکشید! و جمعیت را از این تصمیم منصرف کرد.
زینب (س) بر بالین برادر ایستاد و عرض کرد: یا محمداه! ای جد بزرگوار که فرشتگان بر تو درود می فرستادند! این حسین توست که در خون خویش غلتیده است و اعضای بدنش از یکدیگر جدا شده و اینها دختران تو هستند که اسیر شده- اند! از این ستمها به خداوند و به محمد مصطفی و علی مرتضی و به فاطمه زهرا (علیهم السلام) و به حمزه سیدالشهدا شکایت می کنم! یا محمداه! این حسین تو است که در زمین کربلا برهنه و عریان افتاده و باد صبا خاکها را بر او می پاشد! این حسین تو است که از ستم زنا زادگان کشته شده! چه اندوه بزرگی و چه مصیبت جانکاهی! امروز روزی است که جدم رسول خدا (ص) از دنیا رفت! ای اصحاب محمد! اینها فرزندان پیامبر شما هستند که آنان را به
اسیری می برند! عمر سعد فریاد زد: کیست که بر بدن حسین اسب بتازد؟ ده نفر داوطلب این کار شدند (که نام آنها در کتب تاریخی مضبوط است).
آنان بدن مقدس امام را پایمال سم اسبها کردند و استخوانهایش را شکستند.
عصر روز عاشورا، به دستور عمر سعد، سر مقدس امام حسین (ع) توسط خولی بن یزید و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیدالله بن زیاد به کوفه فرستاده شد.
سرهای بقیه شهیدان را نیز از بدنها جدا کردند و توسط شمر بن ذی الجوشن به کوفه فرستادند.
حرکت کاروان اسرا به طرف کوفه
حرکت کاروان اسرا به طرف کوفه