- مقدمه 1
- هجرت امام حسین از مدینه به مکه و دعوت اهل کوفه از ایشان 4
- جلوگیری سپاه حر بن یزید ریاحی از ادامه حرکت امام 18
- ورود کاروان امام حسین به سرزمین کربلا 21
- تاسوعا 24
- نماز ظهر روز عاشورا 34
- شهادت علی اکبر 35
- شهادت حضرت قاسم بن الحسن 36
- نبرد سرور شهیدان، حسین بن علی و کیفیت شهادت آن حضرت 40
- حرکت کاروان اسرا به طرف کوفه 46
- ورود کاروان اسرا به شام 50
- واقعه حره و قتل عام مردم مدینه به دستور یزید بن معاویه 59
ابن زیاد گفت: بلکه خدا او را کشت.
امام (ع) پاسخ داد: الله یتوفّی الأنفس حین موتها.
.خداوند است که جان هر کس را هنگام مرگ می گیرد و همین طور هنگام خواب
(سوره زمر، آیه 42) ابن زیاد بار دیگر گفت: تو جرأت می کنی که به من جواب بدهی؟ ببرید او را گردن بزنید! در این هنگام زینب (س) به سخن آمد: ای پسر زیاد! تو کسی را از ما را باقی نگذاشتی و همه را کشتی؛ اگر می خواهی این جوان را نیز بکشی، پس مرا هم با او بکش! امام (ع) گفت: عمه جان خاموش باش که سخنی دارم - سپس به ابن زیاد فرمود: - آیا با کشتن، مرا تهدید می کنی؟ مگر نمی دانی که کشته شدن عادت ما و شهادت مایه سرفرازی ماست؟ عبیدالله بن زیاد به وسیله نامه، خبر شهادت امام حسین (ع) و اسارت اهل بیت را به اطلاع یزید رساند.
یزید از او خواست سرهای امام و یارانش را همراه با اهل بیت به شام بفرستد.
ورود کاروان اسرا به شام
ورود کاروان اسرا به شام
روز اول صفر سال 61 هجری، کاروان اسرا به دمشق نزدیک می شود.
ام کلثوم از شمر خواست که آنان را از محلی که جمعیت کمتر دارد وارد شهر کنند تا چشم مردم کمتر به آنان بیفتد؛ ولی شمر دستور داد آنان را از محل پرجمعیت وارد شهر کنند.
سرهای مقدس شهدا را به نیزه کردند و همه از دروازه دمشق وارد شهر شدند.