بانک جامع عاشورا صفحه 1086

صفحه 1086

در این هنگام ابن عبّاس و ابن عمر هر دو به شدّت گریستند و امام(علیه السلام) نیز برای مدّتی با آنها گریست; سپس با آن دو خداحافظی کرد و عبدالله بن عمر و ابن عبّاس رهسپار مدینه شدند.(1)

این گفتگوها به خوبی نشان می دهد که امام(علیه السلام) برخلاف پندار کج اندیشان از همان آغاز تصمیم نهایی خود را گرفته بود، و تسلیم در برابر یزید و حکومت خودکامه بنی امیّه را که بر محو آثار اسلام می کوشیدند، خطری عظیم برای اسلام می دانست. آری تصمیم گرفته بود تا پای جان بایستد و تسلیم نشود، حتّی طبق صلاحدید افرادی همچون ابن عبّاس یا عبدالله بن عمر حاضر نبود در خانه بنشیند و سکوت اختیار کند، و شاهد و ناظر خشکیدن درخت تنومند اسلام به وسیله آفت عظیمی همچون حاکمان بنی امیّه باشد.

او می خواست سایه این درخت بارور همچنان بر سر مسلمانان جهان باشد، هر چند آبیاری آن با خون پاکش صورت پذیرد!

پاورقی

1 . فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 38-44 و مقتل الحسین خوارزمی، ج 1، ص 190-193.

صفحه 343

32 . نامه امام حسین (علیه السلام) به مردم کوفه به هنگام اعزام حضرت مسلم(علیه السلام)

امام حسین(علیه السلام) زمانی که در مکّه بود، پیوسته از جانب مردم کوفه، نامه دریافت می کرد. مردم کوفه در نامه های خود، حضرت را به جانب کوفه و پذیرفتن رهبری خویش دعوت می کردند.

امام(علیه السلام) نامه ای در پاسخ مردم کوفه نوشت و به همراه هانی بن هانی و سعید بن عبدالله ـ که آخرین فرستادگان کوفیان بودند ـ ارسال کرد.

نامه چنین بود:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه