بانک جامع عاشورا صفحه 234

صفحه 234

آن خیمه ایکه گیسوی حورش طناب بود

ابری به بارش آمد و بگریست زار زار

شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار

گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن

جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل

گفتی فتاد از حرکت چرخ بیقرار

گشتند بی عماری و محمل شترسوار

عرش چنان بلرزه درآمد چرخ نیز هم

با آنکه سر زد این عمل از امت نبی

افتاد در گمان که قیامت شد آشکار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه