بانک جامع عاشورا صفحه 469

صفحه 469

شب ، هم بر گریه های شبانه تو گریه می کند . ماه هم اینک در فراق تو اه می کشد . بیت الاحزان تو اکنون سر بگریبان ، لب فرو بسته است . اشک هم شرم می کند که در سوگ تو از دیده جاری نشود . گونه حیا می کند که در سرخی گونه سیلی خورده ات خونرنگ نشود . کدامین چشم است که بر بازوی تازیانه دیده ات خون نگرید . اشکی که در سوز درد پهلویت بر گونه نغلطد ، اب هم نیست گند اب است .

یا فاطمه :

رنج گران خویش ، تو با دیگران بگوی

و ز لطمه های ان بدن ناتوان دیگر

چون داغ سینه ، صورت نیلی نهان مکن

در احتضار ، درد خود ای نوجوان بگوی

زهرا جان

چه قلبی است که در سوز کودکان یتیمت خون نشود . اه ، نمیدانم لحظه ای که حسنین ، زینب و ام کلثوم پیکر بر خاک افتاده ات را در کوچه و در حیاط خانه نظاره میکردند چه کشیدند ؟ فقط میدانم : خورشید هم بر این صحنه ، غمگنانه گریست ، آسمان هم نالید ، ملکوتیان نیز جامه دریدند و کروبیان گریبان چاک زدند !

زهرا جان :

امید ما تمام به ان درب نیم سوخته خانه تو است . در آتشی که ان نامردمان در بیت وحی افروختند ، دلها عاشقان و شیعیان تو برای همیشه تاریخ بسوخت . آنشب تا به سحر ، ستارگان ، خشکیده بر جای خویش ، ماتمزده بر مظلومیت علی علیه السلام گریستند . وقتی کودکان یتیمت گرداگرد علی علیه السلام نشستند و ناله مادر مادر سر دادند ، عرش خدای هم عقیده اش ترکید و زار زار گریست .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه