بانک جامع عاشورا صفحه 523

صفحه 523

بنت اسد در زیر لب رازی مگو داشت

در نیمه شب با احد این گفتگو داشت

ائینه دار راز او ، اسرار شب بود

وز شدت دردی نهان در تاب و تب بود

غرق عرق گردیده بود از بار داری

صبر و قرارش رفته بود از بی قراری

در کارگاه شب در اسرار می سفت

اسرار دل را با خدای خویش میگفت :

در خلوت دل جز تو دلداری ندارم

با کس به غیر از تو سروکاری ندارم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه