بانک جامع عاشورا صفحه 628

صفحه 628

خون چکد از فرق همای علی علیه السلام

سحرگاه خونین

شهر کوفه تنها و ساکت در آغوش شب نوزدهم ماه مبارک رمضان خفته بود .

دامن افق هنوز تاریک و سیاه بود . گویی دل آسمان کوفه در ان شب همرنگ دل مردمان کوفه شده بود ! شبی سرد و ساکت و بی هیاهو . در ان شب ، تنها یک چشم دیده در دیده آسمان صاف و پرستاره کوفه دوخته بود . چشمی که با نیروی بینش شگرف خویش تا عمق آسمانها را می کاوید و حاصل این کاوش ، دیدار خدا در منظر دل او می شد . و اینگونه او خدا را در عرصه دل خویش به دیدار می نشست و مصداق ایه کریمه قرآن می شد که :

الذین یتفکرون فی خلق السموات و الارض قالو ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار .

کسانی که در خلقت آسمانها و زمین می اندیشند و می گویند پروردگارا !

اینها را بیهوده نیافریده ای ، منزهی تو ، پس ما را از عذاب دوزخ رهایی بخش .

او تنهایی بود که در تنهایی خویش ، همنشین خدای تنها بود .

بنده صالح خدا ، حجت حق ، امام عارفان و عاشقان به آسمان کوفه می نگریست و گویی در انتظار حادثه ای بود !

پیمانه صبرش از دست نامردمی های امتش لبریز شده بود که خود در فرازی از سخنانش اینطور احساس خویش را در ظرف کلمات ریخته بود:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه