بانک جامع عاشورا صفحه 728

صفحه 728

حال که چنین است ، چرا در بند نفس و بند زر و سیم و بند خواسته ها و داشته ها ؟ !

دل به خدا بدهیم و در بند عبودیت او باشیم ، تا از هر قید و بندی آزاد شویم .

بندگی خدا ، امیدبخش است .

و روز عید قربان می تواند برای ما اوج این آزادی برین باشد .

خجسته باد عید قربان عید صالحان و ارس ته ، و عید اهل طاعت و تسلیم .

بمناسبت ده ذی الحجه عید قربان و حضور مهمانان خدا در موسم حج

خسی در میقات

من از این شهر امید ، شهر توحید که نامش مکه است ، و غنوده است میان صدفش کعبه پاک ، قصه ها میدانم . ، دست در دست من اینک بگذار ، تا از این شهر پر از خاطره دیدار کنیم . ، هر کجا گام هی در این شهر ، و به هر سوی و به هر چشم انداز ، که نظر کرده و چشم اندازی ، میشود زنده در اندیشه ، بسی خاطره ها .

یادی از هاجر و اسماعیلش ، مظهر سعی و تکاپو و تلاش ، صاحب زمزمه زمزم عشق ، یادی از ابراهیم ، آنکه شالوده این خانه بریخت ، آنکه بت های کهن را بشکست ، آنکه بر درگه دوست ، پسرش را که جوان بود ، قربانی برد .

یادی از ناله جانسوز بلال ، که در این شهر ، در آن دوره پرخوف و گزند به احد بود بلند ، یادی از غار حرا ، مهبط وحی ، یادی از بعثت پیغمبر پاک ، یادی از هجرت و از فتح بزرگ ، یادی از شعب ابیطالب و آزار قریش ، شهر دین ، شهر خدا ، شهر رسول ، شهر میلاد علی علیه السلام ، شهر نجوای حسین ابن علی علیه السلام در عرفات شهر قرآن و حدیث ، شهر فیض و برکات . . . ، و بسی خاطره از جای دگر ، شخص دگر . . . . ، بانگ توحید که در دشت و فضا می پیچد ، موج لبیک که در کوه و هوا می غلطد ، طور سینای مسلمانان را ، جلوه گر می سازد ، چه کسی جرات این را دارد ، که در اینجا سخن از من گوید ؟ !

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه