- مذاکرات سیاسی بعنوان مرحلهای از مبارزه 1
- اشاره 1
- رعایت تعهدات و پیمان های سیاسی 1
- درآمد 1
- ابعاد تربیتی عاشورا 1
- بیلیاقتی و فساد شخص یزید 2
- ترس از نابودی اصل اسلام 2
- فساد دستگاه حکومتی 2
- معیارهای قیام علیه یک حکومت (علل قیام امام حسین از زبان خود امام) 2
- اشاره 2
- بلند کردن نام خدا و یاری دین او 3
- اتمام حجت از طرف مردم عراق 3
- دلیل عقلی بر لزوم قیام 3
- پاس حرمت مکه 3
- دستورات پیامبر اسلام 3
- اصلاح امت بوسیله امر به معروف و نهی از منکر 4
- زنده کردن سنت پیامبر و معارف حق و نابودی بدعت 4
- واجب بودن قیام علیه سلطان ستمگر،بعنوان یک قاعدهی کلی برای قیام 4
- مراحل برخورد با یک حکومت ستمگر 4
- ستم ستیزی (عدم پذیرش ذلت سیاسی) 5
- امر به معروف و نهی از منکر زیر بنای یک قیام اسلامی 5
- مبارزه تا شهادت 5
- فرار از تلف شدن بیفایده (جا خالی دادن به دشمن) 5
- ارشاد دشمنان 5
- اشاره 6
- آموزههای نظامی قیام 6
- رعایت تاکتیکهای نظامی و مسایل امنیتی 6
- نظم در سپاه و فرماندهی 6
- طرح مسأله مهم رهبری دینی و رهبران حق 6
- نمایش قدرت و جدیت در تصمیم 6
- کسب اطلاعات و اخبار 7
- امام حسین آغازگر جنگ نمیشد 7
- جلوگیری از تضعیف روحیه یاران و دفاع از آنان 7
- حفظ روحیهی نیروهای رزمنده 7
- تبلیغات برای تضعیف روحیه دشمن 7
- مجهز کردن سپاه از نظر تدارکات و مسایل اقتصادی 8
- صراحت در بیان اخبار نظامی برای یاران خویش 8
- آرایش نظامی سپاه محکم و زیبا و دقیق 8
- جذب نیروهای جدید به سپاه 8
- رعایت نکات امنیتی در فرستادن نامه و سفیر 8
- رسیدگی به امور رزمندگان 9
- ایجاد امید به آینده در دل رزمندگان (یاد مهدی) 9
- حفظ اسرار نظامی 9
- استفاده از شعار و شعر در میدان نبرد 9
- توجه خاص به ا مور کودکان و نوجوانان در جبهه جنگ 9
- اهمیت به نظافت و عبادت نظامیان 10
- استواری در تصمیم و اراده 10
- راههای نهادینه کردن (واقعه کربلا) حسین 10
- الگوسازی (اسوه) 10
- فواید و اثرات الگوسازی 11
- آزادگی (آزاد منشی) 11
- تأثیر پذیری جامعه از الگوی امام حسین 11
- قلمرو پیروی از الگو و اسوه 11
- الگو دادن به مسلمانان بلکه تمام بشریت 11
- قبول توبهی دشمن 12
- آزادگی پیام و شعار عاشورا 12
- رعایت حال زنان و دفاع از ناموس 12
- کمک غذایی به دشمن و جلوگیری از تشنگی آنان 12
- برداشتن بیعت از یاران (آزاد گذاشتن یاران در تصمیم به جنگ) 12
- نقش زنان در نهضت عاشورا 13
- نقش بانوان در تشویق و ترغیب رزمندگان 13
- اشاره 13
- نقش زینب در پرستاری افراد 13
- نقش زنان در جنگ و حمله به دشمن 13
- ابعاد تربیتی فردی 14
- احساسات لطیف امام حسین 14
- مخالفت با گناهکاری شوهر 14
- رساندن پیام عاشورا به جهانیان 14
- اشاره 14
- پستی و لئامت دشمن 15
- ایثار و استقامت یاران 15
- اسوههای ایثار و مقاومت 15
- احساسات خالصانه و پاک یاران و خویشان امام حسین 15
- اشاره 15
- ایثار و مقاومت امام حسین 15
- اشاره 16
- اهمیت دادن به تلاوت قرآن 16
- اهمیت دادن به نماز 16
- اهمیت دادن به دعا و استغفار 16
- آموزههای عبادی 16
- انصاف و عدالت 17
- رعایت ادب 17
- عمل به مستحبات و آداب اسلامی 17
- اشاره 17
- علاقه و محبت به یاران و اهل بیت 17
- آموزههای اخلاقی قیام امام حسین 17
- اهمیت به نماز 18
- آزادگی و آزادمنشی 18
- خدمت به فقرا و یتیمان (شیر جبهه و خادم ضعیفان در پشت جبهه) 18
- راستی با اصحاب (عدم پنهان کاری با یاران صدیق) 18
- علاقه به تلاوت قرآن 18
- اهمیت دادن به مشورت و نصیحت و نظرات دیگران 19
- ارشاد و هدایت مردم در هر حال 19
- شهادت طلبی 19
- استواری اراده و تصمیم 19
- غیرت (دفاع از ناموس) 19
- قبول یاری و کمک، ولی نه از هر کس 20
- صبر و استقامت 20
- اخلاص در قیام 20
- جاذبهی قوی 20
- مبارزه با ستم و ذلت ناپذیری 20
- شجاعت یاران 21
- الگوی شجاعت 21
- شجاعت حسین 21
- اشاره 21
- شجاعت زینب 21
- شجاعت امام سجاد 21
- علل درونی 22
- میل به فساد و بیبند و باری 22
- عبرتهای تربیتی (درسهای تلخ و شیرین) 22
- اشاره 22
- طمع 22
- حرام خواری 23
- ترس 23
- تسلط شیطان 23
- کینه علی 23
- نادانی و جهل 23
- علل برونی 24
- نفاق 24
- راه حلها و راهبردها 24
- تبلیغات دشمن 24
- غفلت یا اغفال 24
- بهانهی انتقام عطش عثمان 24
- اقسام تحریف 25
- اشاره 25
- اشاره 25
- معنای تحریف 25
- تحریفهای عاشورا 25
- عوامل تحریف 25
- کیفر مخالفت با امامت (یاری نکردن امام) 26
- تحریفهای لفظی 26
- اشاره 26
- تحریفهای معنوی 26
- راه حلها 26
- عذابهای اخروی 27
- عذابها و گرفتاریهای دنیوی 27
- کسانی که توفیق یاری حسین را پیدا نکردند 27
- کسانی که توفیق یاری امام را یافتند 27
- پاداش یاری ولایت 27
- پاورقی 28
اشاره
امام حسین علیهالسلام به عنوان یک مرحله از مبارزه با دشمن، مذاکره سیاسی را می پذیرد ولی نکات جالبی را رعایت می کند که مهمترین آنها عبارتند از:1 - در مدینه جواب صریحی به دشمن نمی دهد و از بروز فتنه و بهانه دادن بدست دشمن جلوگیری میکند و وقتی «ولید بن عتبه» از او می خواهد که با یزید بیعت کند می فرماید: «مردم را جمع کن که شخصی همچون من بیعت سری نمی کند [5] .»2 - با وعده دادن دشمن را معطل می کند.3 - مسائل امنیتی را رعایت می کند و بوسیله همراه بردن محافظ به کنار خانه حاکم مدینه (ولید) [6] و نیز هنگام مذاکرات با عمربن سعد از غافلگیر شدن خویش جلوگیری می کند.4 - به فرمانده دشمن وعدههایی می دهد و سعی میکند او را به طرف خویش جذب کند [7] .5 - از تهدیدهای دشمن نمیهراسد و تهدیدهای سیاسی و نظامی را با [ صفحه 19] شدت جواب می دهد. [8] .6 - رقیبان سیاسی و اهداف آنها را کاملا می شناسد و از این رو وقتی ابن زبیر (رقیب سیاسی او در مکه) خدمت امام حسین علیهالسلام می رسد و او را نصیحت می کند... امام می فرماید: «بهترین چیزی که از شخص دوست می دارد این است که من به عراق بروم زیرا می داند که با وجود من، کسی در مکه به او تمایل پیدا نمی کند.»7 - گاهی جواب دشمن را نمی دهد تا او را تحقیر کند و در انتظار نگه دارد و از صلابت بیندازد و از این رو بود که به دو نالهی عمربن سعد پاسخ نداد.
معیارهای قیام علیه یک حکومت (علل قیام امام حسین از زبان خود امام)
اشاره
چرا امام حسین علیهالسلام با یزید بیعت نکرد، همانگونه که برادرش امام حسن علیهالسلام با معاویه صلح نمود و چرا از مدینه و مکه خارج شد و چرا به دعوت کوفیان (با آن سابقه مکر و حیله و بیوفایی آنان) پاسخ مثبت داد و چرا راه شهادت را انتخاب کرد.اینها پرسشهایی است که بارها از امام حسین علیهالسلام بصورت کتبی و شفاهی پرسیده شده است و حضرت به آنها پاسخ دادهاند که بطور اختصار به آنها اشاره می کنیم:
بیلیاقتی و فساد شخص یزید
«و یزید رجل فاسق» [ صفحه 20] یزید مردی فاسق است«معلن بالفسق»آشکارا اعمال زشت مرتکب می شود«یشرب الخمر»شراب می نوشد«ویلعب بالکلاب و الفهود»با سگان و شیران بازی می کند«و یبغض بقیة آل الرسول» [9] با اهل بیت دشمن است«قاتل النفس المحرمة» [10] «قاتل افراد بی گناه است.«و مثلی لایبایع مثله» [11] روانیست که (شخصیتی) همچون حسین علیهالسلام با مثل یزید بیعت کند.
ترس از نابودی اصل اسلام
حضرت امام حسین علیهالسلام فرمود: «و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید» [12] .اگر امت اسلامی رهبری مثل یزید پیدا کند آنگاه پایان کار اسلام است. [ صفحه 21]