آموزه های تربیتی عاشورا درس ها و عبرت ها صفحه 3

صفحه 3

«یا فرزدق ان هولاء القوم لزموا طاعة الشیطان.»ای فرزدق ای مردم ملزم به اطاعت شیطان شده‌اند.«و ترکوا طاعة الرحمان»و اطاعت خدا را ترک کرده‌اند.«و اظهروا الفساد فی الارض»و فساد را در زمین ظاهر کرده‌اند.«و ابطلوا الحدود»و حدود الهی را باطل کرده‌اند«و شربوا الخمور»و شراب می نوشند«و استأثروا فی اموال الفقراء و المساکین» [13] .به اموال فقرا و بینوایان (مستبدانه و انحصارگرانه) دست می یازند.«واحلوا حرام الله و حرموا حلاله»و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام کرده‌اند«و استأثرو بالفی» [14] .بیت المال را منحصر به خود کرده اند. [ صفحه 22]

بلند کردن نام خدا و یاری دین او

«و انا اولی من قام بنصرة دین»و من (حسین) با کفایت‌ترین فرد برای یاری دین خدا هستم.«و اعزاز شرعه»و اینکه شریعت او را عزیز کنم«والجهاد فی سبیله»و در راه خدا جهادکنم«لتکون کلمه الله هی العلیا» [15] .تا نام خدا بلند (و پر آوازه) باشد.

اتمام حجت از طرف مردم عراق

نامه‌های متعدد و قاصدان مکرر از طرف اهل کوفه رسید که ما امام نداریم و می‌خواهیم با تو بیعت کنیم و امام حسین علیه‌السلام نیز مسلم بن عقیل را فرستاد تا آنها را امتحان کند و اوضاع را گزارش دهد و هنگامی که مردم کوفه با مسلم بیعت کردند حجت شرعی بر امام تمام شد و بر او واجب بود که به عراق برود و از این رو فرمود:«هذه کتب اهل الکوفه و رسلهم و قد وجب علی اجابتهم و قام لهم العذر علی عند الله سبحانه.» [16] .این نامه‌های مردم کوفه و قاصدان آنهاست و اجابت آنها بر من واجب شد و آنها نزد خدای سبحان علیه من عذر (و دلیل) دارند. [ صفحه 23] امام علیه‌السلام در جواب کسانی مثل عبدالله بن عمر، که او را از رفتن به عراق منع می‌کردند، می‌فرمود: «اینها نامه‌ها و بیعت اهل کوفه است (که در نزد من است).» [17] .

دستورات پیامبر اسلام

دستور اول حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود، همانطور که امام حسین علیه‌السلام به ولیدبن عتبه (حاکم مدینه) گفت: «سمعت جدی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: یقول ان الخلافة محرمة علی ولد ابی سفیان [18] «.- از جدم شنیدم که فرمود: خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است (پس چگونه حسین بیعت کند).دستور دوم پیامبر به امام حسین علیه‌السلام در حالت خواب یا مکاشفه بود که در چند مورد نقل شده است:نخست هنگامی که امام علیه‌السلام در مدینه می خواستند از مرقد پیامبر خداحافظی کنند [19] و دوم در مکه می‌خواستند از شهر خارج شوند به محمد بن حنفیه (برادرش) فرمود: «اتانی رسول الله «صلی الله علیه و آله و سلم» بعد فارقتک فقال: یا حسین اخرج فان الله قد شاء ان یراک قتیلا.» [20] .(روز قبل محمد بن حنفیه به امام توصیه کرد به یمن یا... برود و حضرت فرمود: در مورد سخن تو فکر می کنم و روز بعد که آمد و جواب خواست و حضرت فرمود): بعد از اینکه تو رفتی پیامبر آمد و گفت: ای حسین (از مدینه) خارج شو که خداوند می خواهد تو را کشته ببیند. [ صفحه 24]

پاس حرمت مکه

اگر امام حسین علیه‌السلام در مدینه یا مکه می ماند کشته می شد و حضرت دوست نداشت حرمت مکه با ریخته شدن خون او شکسته شود و از این رو در جواب عبدالله بن جعفر که نامه‌ای به امام نوشته بود و او را از رفتن به عراق منع کرده بود فرمود: «در هر جا که مخفی شوم اینها مرا خواهند کشت. [21] .و نیز در جواب نصیحت ابن عباس فرمود: «پسر عمو به خدا قسم من اگر در عراق کشته شوم بیشتر دارم تا اینکه در مکه کشته شوم ( [22] (تا حرمت مکه شکسته نشود).» [23] .و نیز در جواب مردی که علت خروج از مدینه را از ایشان سؤال کرد فرمودند: «می خواستند خون مرا بریزند بنابراین فرار کردم [24] (این مطلب اشاره به آن است که یزید در نامه‌ای به ولیدبن عتبه نوشته بود: سر حسین را با نامه برایم بفرست).» [25] .امام حسین علیه‌السلام اعمال حج خود را در مکه نیمه تمام رها کرد و آن را به عمره بدل نمود و سریعا از مکه خارج شد تا حرمت مکه و کعبه، با ریخته شدن خون او، شکسته نشود.امام علیه‌السلام می فرمود: «به خدا قسم اگر در سوراخی مخفی شوم باز مرا بیرون می آورند تا اینکه به خواسته خود (یعنی قتل من) برسند.» [26] . [ صفحه 25]

دلیل عقلی بر لزوم قیام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه