جایگاه زن در عاشورا صفحه 2

صفحه 2

مشاركت زنان در جهاد

اشاره

وقتي حضرت مسلم به نمايندگي از سوي امام حسين (ع) به كوفه اعزام شد و هزاران نفر با او بيعت كردند، با آمدن ابن زياد به كوفه و دگرگون شدن اوضاع مردم نيز دور مسلم بن عقيل را خالي كردند و او تنها و غريب و سرگردان در شهر كوفه مي‌گشت و پناه و مأمني نداشت طوعه زني فداكار بود كه وقتي مسلم را شناخت با آنكه شهر، پرآشوب بود، او را به خانه خويش راه داد و پذيرايي كرد و با اين عمل مخاطره آميز و شجاعانه وفاداري خويش را به امام حسين (ع) و نماينده او نشان داد.درها همه بسته بود در قحطي مرد فرياد نشسته بود، در قحطي مرديك زن شب كوچه‌هاي بن بست غريب مردانه شكسته بود، در قحطي مردو در يك مرحله خانه آن زن ميدان رزم مسلم با مهاجمان كوفي شد و سر انجام از خانه طوعه بيرون آمد و در ميدانگاه با آن سپاه مهاجم جنگيد.

همسر زهير

وقتي سيدالشهدا (ع) در راه كربلا به زهير بن قين برخورد و قاصدي به طرف خيمه او فرستاد، ابتدا زهير نمي‌خواست اجابت كند و بي ميلي نشان داد. ولي همسرش او راتشويق كرد كه نزد امام رود و ببيند كه پسر پيامبر چه مي‌گويد و با او چه كار دارد؟ همين رفتن بود كه زهير را حسيني ساخت و او به امام پيوست همسرش نيز همراه او آمد و همراه و همسفر زينب و اهل بيت امام شد.اگر تشويق و تحريك همسر زهير «دلهم بنت عمرو» نبود، شايد زهير توفيق پيوستن به جناح حق و نيل به فوز شهادت در عاشورا را نمي‌يافت

ام وهب زن فداكار ديگر

ام‌ّ وهب همسر عبدالله بن عمير كلبي بود و در كوفه مي‌زيست وقتي شوهرش تصميم گرفت براي ياري سيدالشهداء شبانه از كوفه به كربلا برود، اصرار كرد تا او را نيز همراه خويش ببرد. آنان شبانه به ياران امام پيوستند. روز عاشورا وقتي شوهرش به ميدان رفت او نيز چوبي به دست گرفت و عازم ميدان شد، اما امام جلو او را گرفت و فرمود: «برزنان جهاد نيست . پس از آنكه شوهرش به شهادت رسيد، خود را به معركه رساند و به پاك كردن خون از چهره او پرداخت شمر، غلام خود را فرستاد. آن غلام با گرزي كه برسر آن بانوي رشيد كوبيد، او را هم شهيد كرد.فرزند ام‌ّ وهب نيز در عاشورا به شهادت رسيد، مادرش روز عاشورا از مشوقان او بود تا به جانبازي و فداكاري بپردازد. وقتي وهب (پسر او) پس از مقداري جنگيدن نزد مادر برگشت و گفت آيا راضي شدي مادرش گفت وقتي راضي مي‌شوم كه در ركاب حسين به شهادت برسي دوباره رفت و جنگيد تا شهيد شد. ام وهب اولين زني بود كه از سپاه حسين بن علي به شهادت رسيد و تنها زن شهيد در كربلا بود.امام حسين (ع) خطاب به ام وهب فرمودند:«جزيتم من اهل بيتي خيراً ارجعي الي النّساء رحمك الله فقد وضع عنك الجهاد»«به خاطر حمايت از اهل بيت من به پاداش نيك نايل مي‌شويد، به سوي زنان بازگرد، رحمت خداوند بر شما باد، بر تو جهاد نيست .

مادر عمرو بن جناده‌

كم سن و سالترين شهيد كربلا از ياران امام عمرو بن جناده يازده ساله بود. اين شهيد سعيد، از شهداي نوجوان كربلاست كه پدرش نيز در ركاب حضرت امام حسين (ع) به شهادت رسيد. وقتي كه اين نوجوان شجاع خواست به ميدان رزم برود، امام فرمودند: پدر اين جوان به شهادت رسيد، شايد مادرش راضي نباشد كه به ميدان برود.- عمرو عرض كرد: مادرم دستور داده كه به ميدان بروم و لباس رزم بر من‌پوشانده است بعد او كه نه يا يازده ساله بود، به ميدان رفت و رجز خواند و جنگيد تا شربت شيرين شهادت را نوشيد. سر او را به طرف سپاه امام حسين (ع) افكندند، مادرش ـ كه مشخصات ايشان را بحريه بنت مسعود خزرجي ضبط كرده‌اند ـ آن سر مطهر را برداشت و گفت پسرم اي شادي قلبم اي نور ديده‌ام چه نيكو جهاد كردي سپس سر را پرتاب كرد و با آن يكي از لشكريان كوفه و شام را به هلاكت رساند، آنگاه چوبه خيمه را برداشت و حمله‌ور شد كه باآن بجنگد، (اما) امام حسين (ع) مانع شد و او را به خيمه زنان برگرداند.

همسر مسلم بن عوسجه‌

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه