- حضرت ام كلثوم 1
- مقدمه 1
- حضرت رباب 1
- معرفي اجمالي برخي از زنان احياگر طريق حفظ مكتب اسلام 1
- حضرت ام البنين 2
- حضرت سكينه 2
- نمونهاي از مبارزه زنان همراه اهل بيت 2
- بانو مخدره ليلا 2
- فاطمه 2
- مادر عمرو بن جناده 3
- همسر خولي 3
- همسر عبدالله عمير كلبي 3
- به هنگام غارت خيام 3
- همسر مسلم بن عوسجه 3
- مروري گذرا بر جايگاه و نقش زن در نهضت عاشورا 4
- هشدارها 4
- بيان خواب 4
- شيوه فرهنگي تربيتي امام حسين براي ايجاد آمادگي زنان 4
- اشاره 4
- علت شيون و بي تابي برخي زنان 5
- هدف از هشدارهاي تربيتي فرهنگي امام حسين 5
- هشدارهاي عملي 5
- هشدارهاي كلامي 5
- روز عاشورا آخرين پيامها را ميدهند 5
- نتيجه 6
- بعد از عاشورا، مراسم استيضاح دستگاه اموي 6
زهير بن قين از عثمانيان بود و در بين راه در گوشهاي دور از خيام امام (ع) چادر زده وطي طريق ميكرد. امام كسي را پيش او فرستاد و او را به حضور خود خواند و وي خواست پاسخ رد بدهد كه همسرش به او گفت پسر رسول خدا به دنبال تو ميفرستد و تو در رفتن كوتاهي ميكني چه اشكالي دارد كه بروي و سخن او را بشنوي و بازآئي و او را وا داشت كه هر چند با كراهت به خدمت امام برسد و چنان شد كه در روز عاشورا در رديف شهداي والامقام قرار گرفت و از لعنت خدا و رسول و عذاب الهي نجات يافت
همسر عبدالله عمير كلبي
او لشكريان ابن زياد را در نخيله كوفه در حال حركت ميبيند و به همسرش ميگويد، اين سپاه كجا ميروند؟ شوهرش ميگويد: ميروند با حسين بن علي (ع) بجنگند. زن با بيان آرزوي قلبي خويش كه شهادت در راه حسين (ع) آرزوي بزرگي است عبدالله نيز ميل خويش را براي شهادت بيان ميكند و زن نه تنها مانع نميشود بلكه وي خود نيز تشويق و ترغيب ميشود و ميگويد: خدا ترا هدايت كند مرا هم با خودببر و در روز هشتم محرم وارد كربلا ميشوند و عبدالله در روز عاشورا به شهادت ميرسد و همسرش ام وهب بنت عبيد نيز شهيد غير بني هاشم است كه به شهادت ميرسد وايشان تنها كسي است كه از بانوان كه در حادثه كربلا به شهادت رسيده است او به همسرش كه در حال شهادت بود، ميگويد: چه خوب جانبازي كردي كه ناگاهدشمن سر او را با عمودي خرد ميكند.
همسر مسلم بن عوسجه
بعد از شهادت همسر، فرزندش را ميفرستد و امام حسين (ع) اجازه نميدهند ولي اين مادر غيور به فرزندش ميگويد: تو سلامت باشي و سلامتي خود را بر ياري پسر پيامبر ترجيح ميدهي او را وادار به دفاع از سنگر ولايت مينمايد.
مادر عمرو بن جناده
او بعد از شهادت همسرش پسر را تشويق ميكند وامام قبول نميكنند و ميفرمايند: شايد مادر راضي نباشد، عرض ميكند ايشان مرا به ميدان فرستاده است مادر عمرو بن جناده با عمود خيمه به جنگ دشمن ميرود و به فرمان امام برميگردد و همين بانو است كه بعد از شهادت فرزند كه دشمن سر را به طرف خيام پرتاب ميكند سر را برداشته ميبوسد و به سوي دشمن پرتاب ميكند و يك نفر را به همين وسيله ميكشد.مادر وهب نيز بعد از كشته شدن فرزندش به ميدان ميرود و حمله ميكند حضرت ميفرمايند: جهاد بر زن واجب نيست به فرمان امام برميگردد در حالي كه زير لب نجوا ميكرد.«خدايا اميد مرا قطع مكن . امام زمزمه او را ميشنود و ميفرمايند: تو و فرزندت در بهشت با پيامبر و در امان او خواهيد بود و خدا اميد تو را قطع نخواهد كرد.مادر حضرت علي اصغر به هنگام شهادت فرزندش بدليل دارا بودن روحيه قوي و جلوگيري از تاثر بيشتر امام حسين (ع) از خيمه بيرون نيامد.دختران حضرت مسلم بعد از شهادت پدر، به امام عرض كردند: ما در خدمت شما خواهيم بود تا همان سرنوشتي كه نصيب مسلم شد نصيب ما هم بشود.آنچه درباره اين زنان بيان شده قطرهاي از اقيانوس تعهد و ايمان و اختيار است و اينان با تحريك و تشجيع همسران و فرزندان خويش براي رفتن به سوي ميدان جهاد نقش عمده و اساسي داشتهاند.
به هنگام غارت خيام
زنان كه ميدانستند كار خصم جنبه مالي و اقتصادي دارد و ميخواهند زيور آلات را غارت كنند، خودشان زيورآلات و جامههاي اضافي را از خود دور كرده و به سوي دشمن پرتاب ميكردند و زني از قبيله بكربن وائل كه همسر يكي از لشكريان ابن زياد بود، وقتي غارتگري دشمن را ديد، چوب خيمهاي را برداشت و فرياد زد: اي قبيله من شما زندهايد و اينان خيمههاي دختران رسول خدا را غارت ميكنند، كار به اينجا كشيده كه ميخواهند لباس از تن حرم پيامبر در آورند، لا حكم الالِلّه جلوي خيمهها ايستاده و اولين فردي بودكه عليه دستگاه اموي طغيان كرد.