از مباهله تا عاشورا صفحه 107

صفحه 107

گفتند: در زمين كار عجيبي حادث شده است كه ما از آن اطلاعي نداريم.

19- هر سنگ و كلوخ و درختي خنديد.

20- آنچه در آسمانها و زمينها بود تسبيح خدا گفتند.

21- از امام موسي كاظم عليه السلام روايت شده است كه چون رسول خدا صلي الله عليه و آله از شكم مادر به زمين رسيد، دست چپ را بر زمين گذاشت و دست راست را بسوي آسمان بلند كرد لبهاي خود را به توحيد گشود (در اين حال) از دهان مباركش نوري درخشيد كه اهل مكه قصرهاي بصري و اطراف آن را در شام، ديدند و قصرهاي سرخ يمن و نواحي آن را و قصرهاي اصطخر فارس و حوالي آن را مشاهده كردند.

22- قريش كه اوضاع جهان را دگر گون يافتند گفتند: دنيا به آخر رسيده و آنطور كه اهل كتاب مي گفتند، رستاخيز برخاسته است.

عمروبن امية كه داناترين اهل جاهليت بود گفت: به ستاره هاي معروف كه مردم با آنها هدايت مييابند و زمستان و تابستان را با آنها ميشناسند، نظر كنيد اگر يكي از آنها سقوط كرد بدانيد كه وقت آن است همه خلايق هلاك شوند، واگر در جاي خودند و ستاره هاي ديگر ظاهر ميشوند پس امر غريبي حادث شده است. «1»

آن حضرت را پس از تولد به خانمي از قبيله بني سعد به نام «حليمه» تحويل دادند كه او را شير داده و تربيت نمايد. شش سال در آن قبيله پرورش يافت. بعد از آنكه به حد بلوغ رسيد در كوهي به نام حرا در زير سنگهائي كه به صورت غار در آمده بود، به عبادت اشتغال داشت.

در اين مدت نيز با كاروان تجاري بانوي قريش (خديجه دختر خويلد) سفري به شام داشت و پس از مراجعت با پيشنهاد آن بانو؛ با او ازدواج كرد و از او داراي چند اولاد گشت كه كوچك ترين آنها حضرت زهراء عليها السلام بود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه