از مباهله تا عاشورا صفحه 144

صفحه 144

خودم را به تو بخشيدم (بدون مهر خود را در اختيار تو قرار دادم بلا فاصلة عايشه زبان به بدگوئي و پرخاشگري، گشود و گفت:) خدا ترا قبيح كند زن، چه قدر تشنه مرداني حضرت فرمود: اي عايشه ساكت باش او به رسول خدا رغبت نشان داد، در حالي كه تو از او دوري مي‌جويي (تاآخر خبر) «1» جمله أخير نشانگر آن است كه عايشه به حضرت رغبت نشان نمي‌داده است

«6- بانوي زيبا»

«6- بانوي زيبا» حسن بصري گويد: رسول خدا زني از بني عامربن صعصعة را به زوجيّت خود در آورد كه نامش (سناة) بود؛ وكانت من أجمل أهل زمانها فلمّا نظرت إليها عايشة و حفصة قالتا لتغلبنا هذه علي رسول اللّه بجمالها فقالتا لايري منك رسول اللّه حرصاً و آن زن، از زيباترين زنان زمان خود بود وقتي كه عايشه و حفصه او راديدند گفتند:

زيبائي اين زن رسول خدا را از ما خواهد گرفت (پس براي اينكه آن زن را فراري دهند) به او گفتند: خودت را به رسول خدا زياد حريص نشان نده! (يعني نسبت به او بي اعتنائي كن كه خيال نكند به خاطر او مي ميري) در روايت ديگراست كه گفتند: هر وقت رسول خدا پيش تو آمد، او را اعتناء نكن و بگو پناه مي‌برم برخدا از نزديكي تو آن زن به علت ناپختگي و جواني، گفته آنان را باور كرد و به كار بست حضرت از رفتار اين بانوي بي تجربه و خام، ناراحت شد بلافاصلة او را طلاق داد. «2» از مجموع اين روايات چنين استفاده مي‌شود كه دختران سلسله جنبانان (گروه فشار)، در هر موقعيت مناسب، از رنجانيدن پيامبر، فروگذار نبودند، گاه و بيگاه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه