از مباهله تا عاشورا صفحه 146

صفحه 146

همانطوركه با اعمال ناشايست خود در حال حيات و بعد از ممات من، در آخرت از من جدا خواهند شد) چون آنها (با اين عملهايشان) از من جدا شده هستند، پدرانشان نيز با آنها شريك (و به كيفر اعمالشان) خواهند رسيد؛

اي علي برستم ستمكاران شكيبا باش (چون اگر مقابله كني) كفر و إرتداد پيش خواهد آمد نفاق با اولي آنهاست سپس بادومي كه بدتر و ستمگرتر از اوست سپس با سومي است، سپس بر دور تو هواخواهاني گرد ميآيند، با ياري آنها، با پيمان شكنان (خوارج) و مدعيان عدالت (معاويه و دار و دسته اش) و پيروانان گمراهان (عائشه و يارانش) مي جنگي كه نفرين من بر آنها باد آنها باقيمانده أحزاب (گناهكاران بر بلا گرفتار شده قديم) وشيعيان آنهايند

«8- برادرم را بخوانيد»

«8- برادرم را بخوانيد» درلحظات پاياني زندگي رسول خدا صلي الله عليه و آله، أميرمؤمنان عليه السلام از او جدا نمي شد ساعتي براي كاري بيرون رفت حضرت چشم باز كرد و فرمود: أدعوا لي أخي و صاحبي و در بعض روايات خليلي و در بعضي حبيبي برادر و هم صحبت و خليل و حبيبم را صدازنيد (بيايد) باز بيحال افتاد.

بااينكه اطرافيانش مي‌دانستند كِه را ميخواهد، باز هريك از عايشه و حفصه پي پدرش فرستاد، تا خود را بعنوان حبيب رسول خدا جابزنند حضرت با مشاهده آنها، روي مباركش را ميگردانيد يا باديدن آنها چشمان خود را مي‌بست و آنها بلند شده و مي رفتند.

دوباره جمله فوق را تكرار مي‌كرد، تااينكه امّ‌السّلمة گفت: علي را صدا زنيد جز او را نمي خواهد، پس أمير مؤمنان عليه السلام را صدا زدند وقتي كه حاضر شد؛ (با ديدن او خوشحال شده، دستهاي خود را باز كرد و او را به آغوش كشيد و زير لحاف خود برد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه