از مباهله تا عاشورا صفحه 153

صفحه 153

در فلان شب باما كشيك ترا مي‌كشيد، حضرت براو نماز خواند و همراه جنازه او تا كنار قبر آمد و برقبر او خاك ريخت و فرمود: إنّ أصحابك يظنّون أنّك من أصحاب النّار، وأنا أشهد أنّك من أصحاب الجنّة! اطرافيان تو (و هم نشينانت) گمان مي‌كنند تو از اهل آتشي؟! اما من شهادت ميدهم تو از اهل بهشتي.

سپس به عمر رو كرد و فرمود: إنّك لاتُسئل عن أعمال النّاس، و إنّما تُسئل عن الغيبة تو مسؤل اعمال مردم نيستي! بلكة از غيبت كردنت مسؤل خواهي شد. «1»

5

«تأخير تا به كي!؟»

«تأخير تا به كي!؟» حميدي در كتاب جمع بين الصحيحين در حديث 34 از مسند عايشة كه در صحت آن اعتقاد دارند مي‌نويسد، عروة از عايشة نقل مي‌كند كه، شبي پيغمبر به نماز «عتمه» «2» مشغول بود به طوري كه نماز عشاء به تأخير افتاد تا اينكه عمر او را صدا زد و گفت: آخر زنها و بچه‌ها خوابيدند؟! پس حضرت در حالي كه به سوي اهل مسجد بيرون مي آمد، فرمود: «ماينتظرها أحد من أهل الأرض غيركم» در روايت ابن شهاب است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «و ماكان لكم أن تُنزُروا «3» رسول اللّه صلي الله عليه و آله علي الصّلاة و ذاك حين صاح عمر بن الخطاب آيا بجز شما در روي زمين كسي انتظار اين نماز را نمي‌كشد؟ به شما نيامده است كه به پيامبر اين همه اصرار كنيد؟!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه