از مباهله تا عاشورا صفحه 156

صفحه 156

أسلمت إلّا يومئذ «1»

از روزي كه مسلمان شدم شك نكرده بودم مگرآن روز (بقيه روايت را متعاقباً مي‌خوانيد

ابن عباس گويد در زمان خلافت عمر (خودش جريان حديبيه راپيش كشيد وگفت:) إرتبت إرتياباً لم أرتبه منذ أسلمت إلّايومئذ، و لو وجدت ذالك اليوم شيعة تخرج عنهم رغبة عن القضية، لخرجت «2»

از روزي كه مسلمان شده‌ام، مانند آن روز به شك نيفتاده بودم، اگر آن روز پيرواني پيدا مي‌كردم كه از آن قضيه دلگير شوند، و بتوانم با ياري آنها در برابر آن پيمان جبهه‌گيري نمايم، و آن را از بين ببرم، مي‌كردم!

ابو سعيد خدري گويد: روزي در نزد عمر نشسته بودم آن جريان را ياد آوري كرد و گفت: دخلني يومئذ من الشّك، و راجعت النبيّ صلي الله عليه و آله يومئذ مراجعة مارجعته مثلها قط ... فينبغي للعباد أن يتّهموا الرّأي؛ و اللّه دخلني من الشّك حتي قلت في نفسي: لو كنّا مأة رجل علي مثل رأيي مادخلنا فيه أبداً ... «3»

آن روز شكي براي من پيش آمد كه، باقيافه‌اي با رسول خدا مواجه شده (وجبهه گرفتم كه) سابقه‌اي نداشت، پس سزاوار است هركسي به نظر خويش بدبين باشد، به خدا قسم شكي براي من رخ داد كه به خودم مي‌گفتم اگر صد نفر مانند من با آن جريان نظر مخالف داشت، ابداً آن كار را نمي‌پذيرفتم (آن را باطل اعلام مي‌كردم) برگرديم به بقيه روايت سيوطي

فأتيت النبّي صلي الله عليه و آله فقلت ألست نبي‌اللّه؟ قال: بلي، فقلت: ألسنا علي الحق، وعدوّنا علي الباطل؟ قال: بلي، قلت: فلم نعطي الدّنيّة في ديننا إذن؟ قال: إنّي رسول اللّه، ولست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه