از مباهله تا عاشورا صفحه 160

صفحه 160

نموده ايم!،

با اين گفتار مجدداً خود را با رسول خدا در كفه ترازو قرار داد و متأسفانه موفق هم شد چون هيچ كس اقدام به كشتن قرباني نكرد به طوري كه حضرت با ناراحتي تمام به چادر «ام سلمه» زوجه خويش آمد و جريان را گفت: ام سلمة پيشنهاد خوبي كرد و گفت: اي رسول خدا انحر أنت و احلق، فنحر رسول اللّه و حلق، فنحرالقوم علي خبث (علي غير) يقين و شك و إرتياب تو خودت نحر كن و سربتراش (هركس از تو اطاعت مي‌كند مشخص بشود) حضرت قرباني راكشت و سر تراشيد و آنها نيز بدون يقين وباشك و شبهه (بناچار و براي ترس از پيامدهاي بعدي) تبعيت كردند. «1»

ابن سعد در طبقات از ابي سعيد خدري نقل مي‌كند: أنّ رسول اللّه صلي الله عليه و آله رأي أصحابه قد حلقوا رؤسهم عام الحديبية غير عثمان و أبي قتادة الأنصاري، فاستغفر رسول اللّه للمحلقين ثلاث مرّات وللمقصرين مرّة رسول خدا ديد اصحاب سرتراشيده‌اند غير از عثمان (بن عفان) و ابي قتاده انصاري، پس براي سرتراشنده‌ها سه بار طلب مغفرت كرد وبراي كوتاه كننده‌هاي مو يكبار «2».

حضرت 19 روز در حديبيد ماند سپس به سوي مدينة حركت كرد، وقتي كه به (محلي بنام) كراع الغميم رسيد سوره مباركه فتح نازل شد، عمر از اين پيشامد و از جلوگيري مشركين، باتأسف زياد راه ميرفت (و به فكر فرو رفته بود؛

حضرت خواست اين ناراحتي را از دل او در آورد آنطور كه در صحيح بخاري آمده است فرمود: سوره‌اي نازل شده است، كه براي من دوست داشتني‌تر است از آنچه كه آفتاب برآن ميتابد!، مردي از اصحاب گفت: اين را فتح نمي‌گويند كه راه «بيت» را به روي ما بستند و نگذاشتند در آنجا قرباني كنيم، و دو نفر از مؤمنين كه به سوي ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه