از مباهله تا عاشورا صفحه 165

صفحه 165

ملاحظه مي‌فرمائيد باچه جرئتي، كساني را كه حضرت شهادت ميدهد مجبوراً آمده‌اند و بسياري از مؤرخين قائل به ايمان عباس هستند، ولي با اشاره حضرت ايمان خود را پنهان مي‌كرد، حكم به كشتن او (آنهم بادست برادرش) را صادر مي كند (و برادر كشي راه بياندازد). «1

15 «كشتن اسير»

15 «كشتن اسير» 1- پس از فتح قبيله هوازن در جنگ حنين، حضرت دستور داد: منادي ندا كرد كه هيچ اسيري را نكشيد! در اين حال عمر بن خطاب از كنار اسيري بنام ابن أكوع كه به زنجير كشيده شده بود گذشت، (اين مرد را قبيله بني هذيل براي جاسوسي از اوضاع و احوال رسول خدا پس از فتح مكة، به مكة فرستاده بودند، او هم اين كار را كرده بود،) وقتي كه عمر اورا ديد (آن طور كه شيخ مفيد در كتاب ارشاد ضمن غزوه حنين آورده است) گفت: اين دشمن خدا جاسوس بود حال كه اسير شده است بكشيدش، (ابگفتار او) مردي از انصار او را گردن زد، هنگامي كه اين قضية به گوش حضرت رسيد (به عنوان اعتراض) فرمود: آيا دستور نداده بودم كه، اسيري را نكشيد؟!.

2- باز در همان جنگ يكي از اسراء بنام جميل بن معمر بن زهير را به قتل رساندند، حضرت در حالي كه خيلي خشمناك بود، به سوي انصار فرستاد كه چه چيزي سبب كشتن او شد، بااينكه فرستاده من به شما ابلاغ كرده بود كه اسيري را نكشيد؟!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه