از مباهله تا عاشورا صفحه 167

صفحه 167

مادرم فدايت،! آيا تو ابو هريره را با نعلينهايت فرستاده‌اي كه، اين مژده را به مردم دهد؟ فرمود: بلي؛ قال: فلا تفعل فإنّي أخشي أن يتّكل النّاس عليها فخلّهم يعملون، قال رسول اللّه فخلّهم عمر گفت: اين كار را نكن! ميترسم مردم به اين سخن متكي (و اميدوار) شوند (و اعمال خود را رها سازند) بگذار كارشان را بكنند؛ فرمود: پس آنها را به حال خود بگذاريد! «1».

شمارا به خدا! اين حديث را بادقت مطالعة كرده سپس با وجدان سالم قضاوت نمائيد كه اين شخص با رسول خدا چه قدر سر پيكار داشته و چه اندازه جرئت پيدا كرده و جلوي خير را گرفته و نگذارد مردم با اين نويدها به سوي توحيد و خداشناسي تشويق و ترغيب شوند و گفتن شهادتين رواج يابد و پيغمبر را از كاري كه در پيش گرفته بود، منصرف سازد و براي صيانت از شر او، تسليم گفته او شود!!

18 «سخن چيني منافقانه»

18 «سخن چيني منافقانه» پس از شكست مسلمانها در جنگ احد، ابوسفيان به مسلمانها رو كرد وگفت: أفي القوم محمد آيا محمد در ميان شماست!؟ سه بار اين جمله را تكرار كرد، حضرت فرمود: جوابش ندهيد، ابوسفيان گفت: أنشدك اللّه ياعمر أقتلنا محمداً؟ قال عمر:

أللّهم لا و هو يسمع كلامك! ترا به خدا اي عمر محمد را كشتيم يانه!؟ عمر گفت: نه به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه