از مباهله تا عاشورا صفحه 184

صفحه 184

عمر كه منتظر بود در همچون موقعيتي به هدف شوم و آرزوي ديرينه خودبرسد، باشنيدن اين كلمات زحمات چندين ساله خود را درخطر جدي ديد و پشتش لرزيد، با كمال بي شرمي و جرئت تمام كه از ميزان ايمان او پرده برميداشت گفت:

إنّ‌الوجع قد غلب علي رسول اللّه «1»

شدت درد رسول خدا را از پا در آورده است يعني باحال عادي و هوش كامل حرف نمي زند.

دعوا الرّجل فانّه ليهجر «2»

مرد را رها كنيد او هذيان مي گويد.

إرجع فإنّه ليهجر «3»

(به سر كسي كه مي خواست دوات و قلم بياورد داد كشيد) برگرد همانا او هذيان مي گويد!.

فقالوا هجر رسول اللّه «4»

گفتند: رسول خدا هذيان مي گويد.

فقالوا إنّ رسول اللّه ليهجر «5»

گفتند: به يقين رسول خدا هذيان مي‌گويد.

لاتأتوه شيئاً فإنّه قد غلبه الوجع «6»

به او چيزي ندهيد، درد او را فرا گرفته و از پا درآورده است.

(خلاصه) او (رسول خدانعوذ باللّه) هذيان مي‌گويد- درد او را بيخود كرده است چيزي برايش نياوريد وو ...

بااين جمله زهرآگين و خانه خراب كن، (كه عبد اللّه بن عبّاس را تا آخر عمرش زجر ميداد و به تأسّف و گريه وا ميداشت) نوشته حضرت را (اگرهم انجام مي‌گرفت) از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه