از مباهله تا عاشورا صفحه 185

صفحه 185

حجيّت و سنديّت انداخت، چون نوشته شخص هذيان گو و تب دار ارزش قانوني ندارد، و براي اينكه از شدت ناراحتي مردم كه (باگفتن آن جمله كفر آميز، به وجود آمده بود) بكاهد و هم به گفتار خودش آبرو دهد، بلا فاصله گفت: عندنا القرآن وحسبنا كتاب اللّه پيش ما قرآن هست (كه درحال سلامتي به ما آورده است) و قرآن: براي ما بس است. «1

«حسبنا كتاب اللّه»

«حسبنا كتاب اللّه» باگفتن جمله (قرآن براي ما كافي است) خود قرآن را كوبيد و تكذيب كرد چون همان قرآن فرموده بود وماينطق عن الهوي إن هو إلّا وحي يوحي «2»

پيغمبر با هوي وهوس حرف نمي زند حرف او وحي است. اگر قرآن را كافي مي دانست چرا به آن عمل نكرد؟! چرا و چرا هاي زياد ديگر.

كسي از عمر نپرسيد پس در موقع مرگ ابوبكر كه طبق تعهدات صحيفه ملعونه، ترابه خلافت رسانيد و به گردن مردم سوار كرد، و به عثمان دستور داد كه وصيتنامه اش را بنويسد او شروع به نوشتن كرد تا به جائي رسيد كه خليفه بعد از من ... در اين حال غش نمود اما عثمان كارش را كرد و نوشت (عمر) است؛ ابوبكر به هوش آمد و پرسيد چيزي نوشتي؟ گفت: بلي نوشتم (عمر) است و ابوبكر او را تأييد كرد، و يا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه