از مباهله تا عاشورا صفحه 209

صفحه 209

(فردا) جز سلمان و اباذر و مقداد كسي نيامد. در بعض روايات زبير هم آمد و عمار نيز بعد از ظهر حاضر گرديد و حضرت به سينه او زد و گفت: آيا وقت آن نرسيده كه از خواب غفلت بيدار شوي؟!.** برگرديد من نيازي به شما ندارم؛ شما در دستور تراشيدن سر اطاعت مرا نمي كنيد؛ چگونه در برابر كوههاي آهن (شمشير و نيزه بيشمار) فرمان مرا اطاعت خواهيد كرد.

در سقيفه ميان مهاجر و انصار كشمكش شروع شده بود كه عبدالرحمن بن عوف گفت: اي گروه انصار اگرچه شما داراي فضيلت هستيد اما در ميان شما مانند ابوبكر و عمر و علي پيدا نمي شود! منذر بن أرقم بلند شد و گفت: ماندفع فضل من ذكرت و إنّ فيهم رجلًا لو طلب هذالأمر لم ينازعه فيه أحد، يعني عليّ بن ابيطالب. «1» عليه السلام ما فضيلت كساني را كه گفتي دور نمي سازيم (ولي) در ميان آنها مردي است اگر طالب خلافت باشد؛ حتّي يك نفر مخالفت او را نخواهد كرد، يعني عليّ بن ابي طالب عليه السلام.

از مجموع تاريخ سقيفه چنين استفاده مي شود كه باز ماندگان و سرپيچان از بيعت زياد بود و بر بيعت علي عليه السلام مايل بودند حتي در عبارت بعض روايتها تخلّف جمع كثير تعبير شده است. مخصوصاً سعدبن عبادة با گروهي از طائفه خزرج و گروهي از قريش و بني هاشم از بيعت با ابوبكر سر، باز زدند حتي در بعض از روايتها عبارت أنّه إجتمع عنده سبعمأة من الأكابر مريدين إمامته هفتصد نفراز بزرگان نزد علي عليه السلام گرد آمده و امامت او را ميخواستند، اما در موقع عمل حضور نمي‌يافتند!

«پايان عمر»

«پايان عمر» سخن پاياني زندگي رسول خدا صلي الله عليه و آله (إنّي تارك ...) و وصاياي او به علي عليه السلام و كيفيت رفتار او با سران قوم، به خوبي ما را به اين نكته متوجه مي سازد كه آن حضرت با نگراني و دلهره وو ... نسبت به دينش و اولادش، از دنيا چشم پوشيد و پر كشيد و به سوي خدا رفت، او به علي عليه السلام سفارش اكيد داشت كه در برابر پيشامدهاي ناگوار و كمر شكن، خود را كنترل نمايد و به شدّت احتياط نمايد چون كمترين خطا سبب نابودي و اضمحلال خانواده رسالت و بر چيده شدن نتيجه زحمات بيست و سه ساله نبوت منتهي ميشد.

تاريخ بعد از رحلت، به خوبي نشان مي دهد، كه جوّ سياست به گونه اي افكار عمومي را از خاندان رسالت منحرف ساخت، و تا جائي پيش رفت و به جائي رسيد كه، أ حاديث (إرتدّ النّاس بعد النّبي الّا ثلاثة) (و إنّي علي الحوض أنتظر من يرد عليّ منكم) .... (ماتدري ما أحدثوا بعدك مازالوا يرجعون علي أعقابهم) ... (إنّهم ارتدّوا علي أعقابهم القهقري) ووو ...

به ما بازگو مي كند كه خاندان وحي، چه كورانهائي گذراندند و چه خطراتي را پشت سر گذاشتند، اگر علي عليه السلام شمشير مي كشيد، جريانهائي پيش مي آمد كه آن سرش ناپيدا بود

2 «ستون پنجم پس از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله»

1 «رسول خدا و تدوين أحاديث»

1 «رسول خدا و تدوين أحاديث» در زمان خود رسول خدا صلي الله عليه و آله تدوين احاديث مورد توجه و تأكيد آنحضرت بود و خيلي سعي داشت تا گفته هايش در صفحات ورقها و پوستها و تخته‌ها و سنگها و جز آنها محفوظ بماند تا آيندگان از آنها استفاده نمايند.

1- امام احمد بن حنبل از عمروبن شعيب او نيز از پدر بزرگش روايت كرده است كه قلت: يارسول اللّه إنّا نسمع منك أحاديث لا نحفظها أفلا نكتبها؟ قال بلي فاكتبوها گفتم: اي رسول خدا حديثهائي از شما مي‌شنويم نميتوانيم حفظ كنيم آيا آنها را بنويسم؟! فرمود: بلي آنها را بنويسيد. «1»

2- عبداللّه بن عمر گويد: كنت أكتب كلّ شيي‌ء أسمعه من رسول اللّه صلي الله عليه و آله أُريد حفظه فنهتني قريش و قالوا أتكتب كلّ شيي‌ء تسمعه و رسول اللّه بشر يتكلّم في الغضب و الرّضا؟! فأمسكت عن الكتاب، فذكرت ذالك لرسول اللّه صلي الله عليه و آله فأومأبإصبعه إلي فيه فقال:

أكتب فو اللّه الّذي نفسي بيده مايخرج منه إلّاحق! براي اينكه هرچه از رسول خدا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه