از مباهله تا عاشورا صفحه 221

صفحه 221

در حيات و پس از مرگم مسئوليت زمامداري را به دوش بكشم!! «1» اما دور اين گروه را بگيريد. (علي، عثمان، عبدالرحمن، سعد، زبير و طلحه) با هم مشورت كنند تا يكي را انتخاب كنند كه شما نيز حتماً به ياري او برخيزيد، سپس آنها را احضار كرد و گفت: وقتي كه من مردم، سه روز مشورت كنيد روز چهارم نيايد مگر اينكه اميري را تعيين كرده باشيد.

سپس به ابي طلحه‌انصاري گفت: پنجاه نفر مسلح باخود داشته باش و اينها را در خانه‌اي گرد مي‌آوري و در دَرِ خانه كشيك مي‌دهي، و صهيب هم در اين مدت نماز جماعت را به مردم اقامه كند، اگر پنج نفر يكي باشند و يكنفر مخالفت كند با شمشير سرش را بردار و اگر چهار نفر يكي شدند دونفر ديگر مخالفت كند، آن دو را از ميان بردار و چنانكه سه نفر سه نفر باشند خليفه يكي از آن سه است كه عبدالرحمن با آنهاست و اگر آن سه ديگر مخالفت كردند هر سه را اعدام كن و كار را يكسره كرده و به خود مسلمانها واگذار كه خود كسي را تعيين كنند. «2»

اين خلاصه تشكيل شوري بود، حالا بادقت به بافت اين شوري نظر كنيد كه چگونه باترفند زيركانه يكي از باندها و مهره هاي گروه را به كرسي خلافت مي‌نشاند كه كسي نتواند دم بياورد و نفس بكشد؛

كسي كه ادعاء مي‌كرد (و زر- وبال) خلافت را پس از مرگ، نمي‌تواند بدوش بكشد، حالا ببين زير بناي شوري را چه ماهرانه پي ريزي كرده و نقشه را بگونه‌اي ترسيم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه