از مباهله تا عاشورا صفحه 235

صفحه 235

خالص، و ذخيره، و پشت و پشتوانه‌ام، وصي،، و شوهر كريمه‌ام، و امين وصيّتم، و خليفه من است؛ او را هميشه حمل مي‌كرد و در كوهها و دره‌ها و نهرهاي مكه، مي‌چرخانيد.

أبوعلي همام گويد: وقتي كه علي عليه السلام متولد شد، أبوطالب در حالي كه علي عليه السلام در سينه‌اش بود، دست فاطمه بنت اسد را گرفت، و با خود به أبطح برد و (رو به آسمان نمود) و ندا كرد:

ياربّ ياذالغسق الدّجيّ**** والقمر المبتلج المضيّ

بيّن لنا من حكمك المقضيّ**** ماذاتري في اسم ذالصبيّ

ناگهان چيزي شبيه ابر آمد و بر سينه ابو طالب چسبيد، ابوطالب آن شيي‌ء را به سينه چسبانيد، فلمّا أصبح إذاً هو بلوح أخضر فيه مكتوب: چون صبح فرا رسيد ديدند يك لوح اخضري است كه در آن نوشته شده است؛

خصّصتما بالولد الزّكيّ و الطّاهر المنت‌جب المرضيّ

فإسمه من شامخ عليّ عليّ أشتق من العليّ آري او علي است نامي كه ميهماندارش خود نامگذاري كرد و از نام عليّ الأعلاي خود منشق نمود.

روزي سلمان و اباذر و مقداد و عمار و حذيفه و ابوالهيثم و خزيمه و ابوالطفيل عامربن واثله به حضور رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيده و با حالت غمبار گفتند اي رسول خدا صلي الله عليه و آله از قوم (دار و دسته مخالف) پشت سر برادر و پسر عمويت (علي) حرفهائي مي شنويم كه ما را نا راحت مي‌كند رسول خدا ضمن روايت مفصلي كه براي آنها درباره علي عليه السلام تشريح نمود (تا به اينجا رسيد كه: مادرش (فاطمه بنت اسد) به من گفت دستت را دراز كن، دست راستم را به سويش بردم، ديدم علي روي دست من است، دست راستش را به گوش راست خود گذاشته أذان و اقامه ابراهيمي، مي‌گويد و به يگانگي خدا و به رسالت من، شهادت مي‌دهد سپس به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه