از مباهله تا عاشورا صفحه 241

صفحه 241

و نأيٍ‌سحيق و لاتأتي و إنّما أنت علم الهدي، و نورالدّين و هو نور اللّه يا أخي، والّذي بعثني بالحق لقد قدّمت إليهم بالوعيد بعد أن أخبرتهم رجلًا رجلًا ما افترض اللّه عليهم من حقّك، و ألزمهم من طاعتك، و كلٌّ أجاب و سلّم إليك الأمر، و إنّي أعلم خلاف قولهم «1»

. بدان اي برادر بزودي اينها را چيزي كه پيش خواهد آمد (سقيفه و نزاع خلافت و در نهايت رياست) سرگرم مي كند، مثل تو مانند كعبة است كه خداوند آن را براي مردم راهنما و نشان قرار داده است، همانا به سوي تو ميايند از هر دره و شكاف عميق و مسافت دور، و اماتو به سوي كسي نمي‌روي؛

و به يقين تو پرچم هدايت و نور بخش ديني و آن نور خدااست، اي برادر قسم به خدائي كه مرا بحق، برانگيخته هر تك تك آنهارا ترسانده و حق واجب ترا برآنها خبر داده ولزوم طاعت ترا فهماندم، همه آنها جواب مثبت داده و برتو تسليم شدند در حالي كه من خلاف گفتار آنان را مي‌دانم!

«8 علي را دشمن نداريد»

«8 علي را دشمن نداريد» به هنگام رحلت پس از آنكه تمامي ادوات جنگ و مركبها وسائر اموال خود را به علي عليه السلام تحويل داد، و در حضور همه مهاجرين و انصار، انگشترش را به انگشت أمير مؤمنان عليه السلام كرد، فرمود: (اي علي اين را بدان) اين كار را در حال حياتم و در مقابل شهود بدانجهت انجام دادم، تاكسي بعد از من (در امر خلافت) باتو منازعة نكند (و مزاحم تو نشوند).

پس فرمود: اي علي مرا بنشان، او را نشانيده برسينه خود تكيه داد در حالي كه از شدت ضعف سرمبارك به بدنش سنگيني مي‌كرد، به طوري كه همه حاضرين

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه