آنها همتائي وجود داشت، اما آنچه كه منطقي و عاقلانه به نظر مي آيد كه در زمان هارون و بعضي از خلفاي بعد از او، مانند معتصم و متوكل سختگيري به اوج خود رسيده و جوّ سياسي به صورتي در آمده بود كه يا كسي جرئت ازدواج با آنهارا نداشت و از ترس حكومت نميخواستند تن به ازدواج باعلويان بدهند، يا از نظر مالي شوهر دادن آنها ممكن نبوده است.
«اعدام دوستان»
«اعدام دوستان» براي تحكيم موقعيت خود، دوستداران و هواخواهان اميرمؤمنان عليه السلام را زير فشارهاي گوناگون قرار داده و زير پاي آنان را خالي ميكردند، با ايجاد رعب و وحشت آنها را منزوي و تبعيد وقطع حقوق و حتي تا مرز اعدام پيش ميبردند.
ابوذر صحابي محترم و سنگين وزن را از مركز حكومت دور كردند اول به شام بعد از مدتي به ربذه بي آب و علف تبعيد نمودند و در آن سرزمين مخوف، با تنها دخترش وداع كرده، و او را در آن بيابان بي پايان، تنها گذاشت، و به سوي حق پر كشيد.
عمار صحابه ديگر كه رسول خدا صلي الله عليه و آله در باره اش فرمود: عمّار مع الحق ... وارادتمند با اخلاص علي را با بهانه هاي بي اساس و واهي، تا مرز مرگ كتك زده و از مزاياي اجتماعي، محروم ساختند.
بريده اسلمي را تهديد و جلاي وطن نمودند و همچنين ساير دوستان مولا را با هر بهانهاي بود مورد آزار و اذيت قرار داده و اطرافش را خالي ساختند.
مالك بن نويره علي دوست و علي شناس راكه، رسول خدا صلي الله عليه و آله شهادت به اهل بهشت بودن او داده بود، از هستي ساقط كرده، او وتمامي اهل قبيلهاش را قتل عام نموده وزن وبچههاي آنان را به اسارت بردند، خالد بن وليد همان شب با زن او ام