از مباهله تا عاشورا صفحه 287

صفحه 287

شويد؟ «1» نه محمد حاضر است (از شما دفاع كند نه جبرئيلي خواهد آمد همان حرفي را زد كه يزيد از اينها ارث برده و در مجلس شوم خود سَرِ امام حسين مظلوم، فرزند اين مظلومه را مخاطب قرار داد و گفت:

لعبت هاشم في الملك فلا*** خبر جاء ولا وحي نزل

بني هاشم به خاطر رياست اين بازيها را در آوردند نه خبري (از آسمان) رسيده و نه وحيي فرود آمده است. يعني هردو در موقعيت مناسب، عقيده و عُقده دروني خود را ابراز داشتند (از كوزه همان برون تراود كه در اوست).

فقال لهاعمر: دعي عنك يا فاطمة حمقات النّساء، فلم يكن اللّه ليجمع لكم النبوّة و الخلافة. «2»

عمر به او گفت: اي فاطمه اين حرفهاي أحمقانه زنانه را رها كن!! خداوند، نبوت و سلطنت را براي شما جمع نخواهد نكرد (بيخود آهن سرد نكوبيد از اينها گذشته است، شوهرت بيرون آيد و بيعت كند!!).

فقالت ياعمر أما تتّقي اللّه عزّ وجلّ تدخل في بيتي و تهجم علي داري؟! فأبي أن ينصرف «3»

. فاطمه گفت: اي عمر از خداي عزّ وجلّ نمي ترسي به خانه من (بي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه