از مباهله تا عاشورا صفحه 289

صفحه 289

كجاها گفته مي‌شود و چه حالتي را باز گو مي‌كند، (فداك نفسي و أبي وأمّي وأهلي و عيالي و أسرتي أيّهاالمظلوم المقهور.) جانم و پدر و مادرم و اهل و عيالم و تمامي بستگانم، فدايت، اي مظلوم سركوب شده. «1»

واجتمع النّاس ينظرون و امتلأت شوارع المدينة من الرّجال «2»

. مردم گرد آمده و به تماشا ايستاده بودند و خيابانهاي مدينه از مردم پر شده بود (هيچكس نمي گفت:

اي عمر؟! در جنگهاي متعدد اولين فرار كننده تو بودي، و تا پاي جان ايستادگي كننده اين بود پس اين شير بيشه شجاعت و (سيف اللّه المسلول) شمشير كشيده خدارا اين گونه مبر (نامردي نكن) تو خودت خوب مي‌داني پرهاي اين شاهباز دور پرواز را، وصيت چه كسي از باز شدن و اوج گرفتن، مهار كرده است، اين كشتي نجات سر فراز قاره پيما، بادستور كهِ، به گِل نشسته است؛

تو به خوبي فهميده بودي كه، كدام سفارش، بازوان پر توان او را بست و اين شير هيجا را چه چيزي به زنجير كشيد، تا كار به جائي رسيد بر سر تو فرياد كشيد: يابن صهّاك اگر نبود وصيّتي كه به من شده است، به تو مي‌فهماندم كه با چه جرئتي به دَرِ خانه من آمده اي (و اين همه عربده مي‌كشي وحرم مرا به اين روز انداخته اي) اماچكنم!!. «3»

و فرمود: أما و اللّه لولا قضاء من اللّه سبق و عهد عهده إليّ خليلي لست أجوزه، لعلمت أيّنا أضعف ناصراً و أقلّ عدداً. «4»

آگاه باش به خدا قسم! اگر نبود قضاي گذشته الهي و تعهدي كه خليلم از من گرفته كه به هيچوجه از آن تجاوز نمي‌كنم، آن وقت مي‌دانستي، كدام يك از ما، از جهت ياور، ضعيف، و از نظر تعداد، كم است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه