از مباهله تا عاشورا صفحه 292

صفحه 292

وجود دارد پس پيرو هوا و هوس نباشيد كه از راه خدا گم شده و روز به روز از حق دور شويد بشير بن سعد أنصاري گفت: اگر انصار پيش از بيعت با ابابكر اين حرفها را از تو مي‌شنيدند حتّي دو نفر هم از بيعت با تو تخلف نمي‌كردند. «1» فقال عمر: انّك لست متروكاً حتي تبايع! فقال عليّ: إحلب حلباً لك شطره، واشدد له اليوم أمره، يردده عليك غداً ثمّ قال و اللّه ياعمر ما أقبل قولك و لا أبايعه عمر گفت:

از تو دست بر دار نيستيم تا بيعت كني! علي عليه السلام فرمود: بدوش شيري را كه مقداري از آن براي توست وامروز كار را بر او (ابوبكر) محكم كن، (وراه خلافت را بر او هموار نما تا) فردا برايت پس دهد

سپس فرمود: به خدا قسم اي عمر من گفته ترا نمي‌پذيرم و به او بيعت نمي‌كنم «2».

فقالوا له: بايع، قال: إن أنا لم أفعل فمه؟ قالوا إذاً و اللّه الّذي لا اله الّا هو نضرب عنقك، فقال: اذاً تقتلون عبداللّه و أخا رسوله، قال عمر: أمّا عبداللّه فنعم و أما أخو رسوله فلا، و أبوبكر ساكت لا يتكلم، به امام گفتند: بيعت كن! گفت: اگر نكنم گفتند: در اينصورت به خداي يكتا سوگند گردنت را مي‌زنيم! فرمود: پس بنده خدا و برادر رسول او را ميكشيد! عمر گفت: بنده خدا بلي! اما برادر رسول خدا،! نه. «3»

و كان أميرالمؤمنين عليه السلام يتألّم و يتظلّم و يستنجد و يستصرخ. «4»

امير مؤمنان عليه السلام درد مي كشيد و دادخواهي مي كرد و كمك ميخواست و فرياد ميزد (ولي كيست به فرياد و دادخواهي مظلوم تاريخ، جواب دهد، ديگر ورق برگشته، جوّ سياسي را به گونه‌اي وارونه كرده‌اند، هاشميان و دوستان هم، نزديك نمي آيند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه