از مباهله تا عاشورا صفحه 294

صفحه 294

را نيز از جنگيدن با شما ملامت نمي كردم (از پيكار باشما ترديدي به خود راه نمي دادم، چون مرتد شده ايد و سزاي مرتد اعدام است).

و اگر چهل نفر ياور داشتم اين جمعيّت شما را بهم مي زدم و لكن خدا لعنت كند كساني را كه (در غدير خم و در شبهاي مدينه) بامن بيعت كردند و مي كنند و روز كه فرا مي‌رسد، بيوفائي نموده از خانه هايشان بيرون نمي‌آيند و مرا خوار مي‌كنند

«خلاصه مطالب بالا»

«خلاصه مطالب بالا» امير مؤمنان عليه السلام را مجبوراً و مكرهاً، از خانه اش بيرون آوردند ديگران مي كشيدند، عمر با درشتي، ميراند «1»، مي‌كشيدند، مانند كشيدن شتر مخشوش، و به سوي بيعتگاه مي‌بردند، مانند بردن متّهمي به قتلگاه،! در حالي كه شمشير هايشان كشيده و بانيزه‌ها، آن مظلوم تاريخ را، هدف گيري كرده بودند.

حضرت را با دلِ خشمناك، و غضب در سينه حبس شده، و غيظ فرو برده و با صبر نامتناهي، خسته و دوان به سوي مسجد بردند.

مردم گرد آمده تماشا مي كردند، چرا تماشا نكنند شير ميدانهاي جنگ و شاهباز اوج گيرنده رزمگاههاي پرخطر و (أسداللّه الغالب)، در دست چه ناكساني وامانده است، كه نمي‌تواند از خود و حرمش، با قدرت بازو، دفاع كند، و آن نامردها را به آنچه كه مستحق آنند، برساند، «علي» حق دارد بنالد و بگريد و بگويد:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه