از مباهله تا عاشورا صفحه 296

صفحه 296

هم ترديدي به خود راه نمي دادم.

أگر آن چهل نفر به عهد خود وفا مي كردند به يقين انجمن شمارا پراگنده ميساختم (ولي چكنم) لعنت خدا بر آنان باد كه با من، بيعت كرده و مرا خوار كردند (وتنهايم گذاشتند)

«ادامه جريان»

«ادامه جريان» و مي فرمود: واجعفراه امروز جعفر براي من نيست، واحمزتاه امروز ديگرحمزة براي من وجود ندارد. «1»

پس امام را از كنار قبر رسول خدا گذراندند، در نزد قبر ايستاد و گفت: (يابن أمّ إنّ القوم استضعفوني و كادو يقتلونني «2») دستي را كه ميشناختند دست رسول خدا است از قبر بيرون آمد و صدائي كه مي دانستند صداي رسول خدا است به أبوبكر فرمود: ياهذا!! (أكفرت بالّذي خلقك من ترابٍ‌ثمّ من نطفة ثم سوّاك رجلًا «3»

اي شخص آيا كافر شدي، به خدائي كه ترا از خاك و سپس از نطفة آفريد و تورابه صورت مرد در آورد،** عدي بن حاتم گفت: (در دوران زندگيم) دلم به كسي، مانند علي كه كشان كشان براي أخذ بيعت آوردند، نسوخت. «4»

سلمان وقتي كه آن منظره را ديد گفت: آيا با همچون شخصي اين رفتار را مي كنند؟! به خدا قسم أگر از خدا بخواهد، آن را به اين (يعني آسمان را به زمين) مي دوزد. «5» أبوذر گفت: اي كاش شمشير هايمان دوباره به دستمان مي آمد. «6»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه