از مباهله تا عاشورا صفحه 307

صفحه 307

كه خدا به آنها داده است. سپس اباذر و مقداد و عمار بپا خواستند و به علي عليه السلام گفتند: چه دستور مي دهي؟! به خدا سوگند اگر بگوئي با شمشير مي جنگيم تا كشته شويم.

فقال عليٌّ عليه السلام كفّوارحمكم اللّه واذكروا عهد رسول اللّه صلي الله عليه و آله وما أوصاكم به. فكفّوا. پس علي عليه السلام گفت: خود داري كنيد خدايتان رحمت كند، و بياد آوريد سخنان رسول خدا و آنچه را كه به شما وصيت كرده است. پس خود داري كرده (و تسليم فرمان امامت شدند).

أم ايمن نوبيه: خدمتكار رسول خدا و أم سلمه، هر دو آمدند و گفتند: اي عتيق (لقب ابوبكراست) چه زود حسد تان را نسبت به آل محمد آشكار كرديد. عمر دستور داد، هر دو را از مسجد بيرون كردند و گفت: ما با زنان چكار داريم (زنها چرا در اين امور دخالت مي كنند) «1».

در خطبه شقشقيه سفره درد دلش را باز كرده همانگونه كه گذشت، بيان نمود.

با مطالعه دقيق خطبه شقشقية، سرّ خانه نشيني امام، كشف مي‌شود و عذر او روشن مي‌گردد و پاسخ خيلي از سؤالها داده مي‌شود

«سكوت بالاي منبر چرا؟!»

«سكوت بالاي منبر چرا؟!» سپس عمر بلند شد و رو به ابابكر كرد و گفت: براي چه در بالاي منبر ساكت نشسته‌اي؟! كه اين محارب! (علي عليه السلام) نشسته بلند نمي شود با تو بيعت كند! «2» أو تأمر به فتضرب عنقه دستور مي دهي گردنش را بزنند، اين سخن را وقتي گفت كه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه