از مباهله تا عاشورا صفحه 310

صفحه 310

مهاجر و انصار همگي كنار رفتند مگر سه نفر و اشاره به دست خود نمود و گفت:

سلمان و اباذر و مقداد گفتم: پس عمّار چه؟! فرمود: كان حاص حيصة ثمّ رجع، ثمّ قال عليه السلام ان أردت الّذي لَم يشكّ و لم يدخله شيي‌ء فالمقداد. «1»

او هم لرزيد ولي زود برگشت و اگر مي خواهي بداني كسي كه هيچ شكي و چيزي به وجود او راه نيافت، مقداد بود. در روايتي امام باقر عليه السلام فرمود: إرتدّ النّاس الّا ثلثة: سلمان و اباذر و مقداد «2»

(بعد از پيامبر) همه مردم مرتد شدند مگر سه نفر: سلمان، اباذر و مقداد.

2- گذشت كه حضرت قسم مي خورد اگر شمشيرش به دستش برسد و چهل نفر يا كمتر به او كمك نمايند، نمي گذارد حقش ازبين برود و در پيكار با آنها هيچگونه ترديدي، به خود راه نخواهد داد و حاضر است براي گرفتن حقش به طور جدّي قيام نمايد «3»** همچنين گذشت كه، شب‌ها، فاطمة عليها السلام دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله و حسن و حسين عليهما السلام را همراه خود به دَرِانصار و بدريّين مي بُرد و از آنها استمداد مي كرد، شب وعده ياري مي دادند ولي روز كسي نمي آمد مگر سه يا چهار نفر، سلمان و أبوذر و مقداد و احياناً عمار.

أما واللّه لو كان لي عدّة أصحاب طالوت أو عدّة أهل بدر- وهم أعدائكم- لضربتكم بالسّيف حتّي يؤلوا إلي الحق و تنيبوا للصّدق، فكان أرتق للفتق و آخذ بالرّفق.

أللّهمّ فاحكم بيننا بالحق و أنت خير الحاكمين* قال ثمّ خرج من المسجد فمرّ بصيرة «4»

فيها ثلاثون شاةًفقال: واللّه لو أنّ لي رجالًا ينصحون للّه عزّ وجلّ و لرسول اللّه بعدد هذه الشّياه، لأزلت ابن آكلة الذّباب عن ملكه قال فلما أمسي بايعه ثلاثمأة وستّون رجلًا علي الموت، فقال أميرالمؤمنين عليه السلام أُغدوا بنا إلي أحجار الزّيت محلّقين و حلق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه