از مباهله تا عاشورا صفحه 313

صفحه 313

خطري از سوي نهرواني‌ها، امام را تهديد كند، در طول راه، امام متوجه شد كسي اورا تعقيب مي‌كند فرمود: مَنِ الرّجل حبّة؟! كهِ هستي حبّه توئي؟! بلي سيدي و مولاي؛ چرا آمدي؟، بر جان شما از شرّ دشمن ترسيدم! آقاجان شب به اين تاريكي كجا مي‌روي؟! حبّه چكنم ديگر نواي دل مرا كسي نمي‌شنود و به حرفهايم گوش نمي‌دهد!؟، بدينجهت شبها به صحرا مي‌زنم تا درد دلم را با صخره‌ها و كوه و بيابان و چاه تاريك در ميان گذارم و مقداري خود را سبك نمايم؛

حبّه عُرَني گويد: امام نزديكيهاي صبح به خانه بر مي گشت، تا آماده راز و نياز با معبود و محبوب خود شود، و در محراب مسجد كوفه رو به سوي معشوق نموده و از جلوه يار بهره مند شود. «1

«ابن ملجم از كجاآمد»

«ابن ملجم از كجاآمد» بعد از كشته شدن عثمان، مردم به أمير مؤمنان عليه السلام بيعت كردند، حضرت نامه‌اي به حاكم يمن بنام «حبيب بن منتجب» كه از طرف عثمان در آنجا مشغول بود، نوشت و سمت اورا تثبيت نمود و از او خواست بعد از قرائت نامه، به مردم يمن، ده نفر از نخبگان آن نواحي را به حضور امام بفرستد.

مردم يمن از خوشحالي بخلافت رسيدن حضرت، اشك شوق ريختند و ده نفرشان را اعزام نمودند و به خدمت امام شرفياب شدند همگي اظهار وفاداري و اخلاص نمودند؛ درميان آنها جواني با كلمات پر شور و جالب از امام تعريف و تمجيد كرد و اشعاري درمدح حضرت خواند و گفت: سلام برتو باد اي امام عادل و بدر تمام و ليث همام و بطل ضرغام و فارس قمقام وو .. آن قدر از اين كلمات گفت: حضرت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه