از مباهله تا عاشورا صفحه 315

صفحه 315

آمد، شبانه و درتاريكي آنجارا ترك كرد و بااسب تندرو خودرا به يمن رسانيد و دو ماه ماند واموال ارثي پدر و عمورا گرفت وبر مي گشت كه در بياباني گرسنه و تشنه به چادرهاي نهرواني‌هاي فراري رسيد و آنهاخواستند اورا بكشند اما وقتي كه فهميدند با قطام قرار دارد، احترام زياد كردند و بادونفراز آنها در زير استار كعبه پيمان كشتن حضرت، و معاويه و عمروبن عاص رابستند تاپايان ماجرا. «1

«فرق شكافته»

«فرق شكافته» علي عليه السلام شب 19 ماه رمضان تا صبح نخوابيد كشنده عمروبن عبدودها و مرحب خيبري‌ها كَنَنده دَرِ خيبر و قهرمان بدر و حنين، صاحب مدال افتخار آسماني لا فتي إلّا عليّ و لا سيف إلَّاذوالفقار نگران و مضطرب است،

مكرر از اطاق به حياط خانه، سر مي‌زند و به آسمانها مي‌نگرد و مي‌گويد: واللّه هي، هي به خدا قسم همان است و همان، نه به من دروغ گفته‌اند و نه من دروغ شنيده‌ام.

أذان صبح نزديك مي‌شود، امام عليه السلام كمربند را محكم مي‌بندد، و شتابان رو به سوي معبود مي‌رود، بر مناره (ومأذنه) مسجد بالا ميرود أذان صبح با صداي علي عليه السلام بلند و مردم با صداي او بيدار و خرامان به سوي مسجد، شتابانند، چون نماز صبح اولين شب قدر را با علي مي‌خوانند، ثواب نماز گذاردن با معصوم را به دست مي‌آورند.

تكبيرة الإحرام گفته شد همه ساكت و آرام غير از حسيس نفس‌ها چيزي شنيده نمي شود براي ركوع ركعت اول خم مي‌شود و ذكر ركوع راگفته و مي‌ايستد و براي سجده اول پيشاني به خاك مي‌سايد و سر از سجده برميدارد و شمشير ابن ملجم بانيروي بازوي خصمانه، پائين مي‌آيد و بطور مخالف بهمديگر اصابت مي كند از محل جاي زخم شمشير عمروبن عبدود تا موضع سجده پيشاني، شكافته مي‌شود ناگهان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه