از مباهله تا عاشورا صفحه 360

صفحه 360

استقامت امر كرده بود، به يادش آمد، و گفت: به خدائي كه محمد را با نبوت گرامي داشت، سوگند! اي پسر صحّاك «1» اگر نبود آنچه كه از سوي خدا نوشته شده و عهدي كه رسول خدا مرا متعهد نموده است (كه براي حكمتهاي گوناگون اين مصائب را تحمّل كنم) آن وقت مي دانستي كه نمي‌تواني به خانه من داخل شوي (و آن قدرت را نداشتي كه پا به داخل خانه من بگذاري، و گرنه قلم پايت را مي‌شكستم، أما چكنم وصيت رسول خدا صلي الله عليه و آله دست و بال مرا بسته و به تو جرئت داده است).

عمر فرستاد و از مردم كمك خواست، مردم شورش كرده و به خانه هجوم آوردند و در اين حال، حضرت با سرعت شمشيرش رابرداشت و در اين حال قنفذ برگشت خود را به ابوبكر رسانيد و شمشير به دست گرفتن علي عليه السلام را اطلاع داد.

چون از سوابق شجاعت و قدرت نظامي علي عليه السلام با خبر بودند (بيمناك شده كسب تكليف كرد و لي ابوبكر به دو علّت دستور خشونت داد.- 1- از وصيت رسول خدا اطلاع داشت و مي دانست علي عليه السلام مخالفت او نخواهد كرد و جنگ نخواهد نمود.

- 2- اراذل و اوباش زياد اطرافش را گرفته بودند، و بر دل هراسان و بيمناك او، نيرو مي بخشيدند.

ابوبكر به قنفذ دستور داد، برگرد و به خانه يورش ببر، اگر ممانعت كردند، خانه را آتش زده و ويران كن! (خانه اي راكه رسول خدا صلي الله عليه و آله كراراً براي حفظ حرمت آن سفارشهاي أكيد كرده بود).

قنفذ بادار و دسته اش به خانه هجوم بردند حضرت خواست (دوباره) به سوي شمشير رود آنها هم با آن تعداد زياد شمشير كشيده و از رسيدن دست حضرت به شمشير، مانع شدند (و امام را دستگير كردند).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه