از مباهله تا عاشورا صفحه 396

صفحه 396

پريد). «1

جگر آغشته به سمّ»

جگر آغشته به سمّ» پس أخگري ز ألماس ريزه‌ها أفروختند و بر جگر مجتبا زدند سرور جوانان بهشت، گوشواره عرش، ريحانه رسول، و بالأخرة شخصيتي كه ترسايان از ترس بلاي نفرين او در جايگاه مباهله، عقب نشيني كردند و تن بر ذلّت دادند، در نهايت دردست ستمگران أمّت، با زهر هلاهل، پر پر شد.

جگري كه با گوشت و خون رسول خدا صلي الله عليه و آله عجين بود، باسمّ ستم سوخت و ناله پر سوز و گدازش، بر عرش برين رسيد و فرشته‌هاي آسمان در عزايش گريستند و بر ماتم نشستند

«به اندازه پَرِ پشه خون ريخته نشود!»

«به اندازه پَرِ پشه خون ريخته نشود!» وجودي كه با مظلو ميت تمام زيست و با مظلوميت در گذشت اما در واپسين لحظات عمر دهان گشود و به برادرش حسين و سائر برادران، أكيداً قدغن كرد كه مبادا به خاطر دفن من، به اندازه پر پشه خون ريخته شود (و آرامش جامعه و ضعيفان و بيوه زنان و يتيمان و بيچاره گان، به بخورد).

اين وصيت به خاطر اين بود كه، به خوبي مي‌دانست بازماندگان گروه فشار، باجرئت هرچه تمامتر، جلوي جنازه‌اش را گرفته و از دفن او در كنار جدّ بزرگوارش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه