از مباهله تا عاشورا صفحه 400

صفحه 400

است تأويل خوابت. «1»

اسماء گويد: يك سال پس از ولادت حسن، حسين متولد شد، «2» پيامبر آمد و فرمود: اي اسماء هلمّي ابني پسرم را برايم بياور، او را در پارچه سفيدي پيچيده و به دست آنحضرت دادم؛ درگوش راست أذان ودر گوش چپ اقامه گفت، و او را در دامن خود گذاشت و گريست، گفتم (اي رسول خدا) پدر و مادرم فداي تو بادگريه‌ات براي چيست؟! فرمود: براي اين پسرم، گفتم او الان متولد شده است؟

فرمود: تقتله فئة الباغية لا أنالهم اللّه شفاعتي او را گروه نافرمان بقتل مي‌رسانند! خداوند شفاعت مرا به آنها نرساند (خدا آنهارا از شفاعت من محروم كند) سپس فرمود: اين جريان را به (مادرش) فاطمة خبر نده چون او را تازه به دنيا آورده است (ناراحت نشود).

از علي عليه السلام پرسيد او را چه ناميده‌اي؟ گفت: اي رسول خدا من به تو پيشدستي نمي‌كنم، من دوست دارم او را حرب بنامم، پيامبر فرمود: منهم به خدا سبقت نمي‌گيرم.

جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمّد العليّ الأعلي يقرئك السّلام، و يقول لك: عليٌّ منك كهارون من موسي، سَمِّ إبنك هذا بإسم ابن هارون قال النّبيّ صلي الله عليه و آله و ماإسم ابن هارون قال شبير قال النّبيّ لساني عربيٌّ قال جبرئيل: سمّه الحسين فسمّاه الحسين اي محمد خداوند علي اعلي سلامت مي‌رساند و به تو مي‌فرمايد: علي برتو مانند هارون است برموسي نام اين بچه را بانام فرزند او، بنام.

فرمود: نام پسر هارون چه بود؟! گفت: شبير، پيامبر گفت: زبان من عربي است، جبرئيل گفت: نام او را حسين بگذار پس او را حسين ناميد. روز هفتم با دو گوسفند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه