از مباهله تا عاشورا صفحه 401

صفحه 401

سياه و سفيد عقيقه كرد و يك ران آن را با يك دينار طلا به قابله داد، سپس سرش را تراشيد و به ميزان آن، نقره، صدقه داد و سرش را با خلوق آغشته نمود، و فرمود:

اي اسماء خون ريزي در جاهليت هم رسم بود. «1

«از زبان پيامبر، شير مي‌خورد»

«از زبان پيامبر، شير مي‌خورد» صفيه دختر عبدالمطلب گويد: وقتي كه حسين از فاطمة عليها السلام به دنيا آمد، او را به رسول خدا صلي الله عليه و آله دادم پيامبر زبان خود را در دهان او گذاشت، حسين هم زبان او را مي‌مكيد! من چنان مي‌پنداشتم كه حضرت او را از عسل و شير تغذيه مي‌كند.

صفيّه گفت: حسين دامن رسول خدا را خيس كرد فقبّل النبيّ صلي الله عليه و آله بين عينيه ثمّ دفعه اليّ فبكي پيامبر ميان دو چشمان حسين را بوسيد و سپس او را در حالي كه گريه مي‌كرد، به من داد و مي‌گفت: خدا بكشد گروهي را كه ترا ميكشد، اين كلمات را سه بار تكرار نمود.

صفيه گفت: پدر و مادرم فداي تو باد، كهِ او را مي‌كشد؟ فرمود: دسته باغي (طغيانگر) از بني اميه، خدا آنها را از رحمت خود دور بدارد. «2»

ابي الفضل بن خيرانة با سند خود روايت كرده است كه فاطمة بعد از تولد حسين عليه السلام بيمار شد و شيرش خشك گرديد، پيامبر صلي الله عليه و آله هرچه، پي دايه شير ده فرستاد، پيدا نشد خودش مي‌آمد و انگشت ابهامش را به دهان حسينش مي‌گذاشت، او هم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه