از مباهله تا عاشورا صفحه 403

صفحه 403

بيرون رفت، فاطمة حسين را به دنيا آورد و او را شير نداد تا رسول خدا آمد و فرمود چه كردي؟ گفت: شيرش ندادم فأخذه فجعل لسانه في فمه فجعل الحسين يمصّ حتّي قال النّبيّ صلي الله عليه و آله إيهاً حسين إيهاً حسين ثمّ قال: أبي اللّه إلّا مايريد هي فيك و في ولدك يعني الإمامة پس او را گرفت و زبانش را بر دهان حسين گذاشت او هم مي‌مكيد تا اينكه پيامبرفرمود: ايه حسين ايه حسين (يعني با تعجب مي‌فرمود: آهسته، آهسته، چه خبرت است پسرم! خوش به حالت، عزيز دلم رضيع وحيي!) سپس فرمود:

خداوند إبا دارد، جز اينكه خواست خودش انجام شود، آن (يعني مقام شامخ ولايت و امامت) در تو و اولاد تو است «1».

پس طلوع آنحضرت بنا بر مشهور، در سوم ماه شعبان المعظم سال چهارم هجري، در مدينة، و غروبش در دشت پر بلاي كربلا روز عاشورا سال شصت و يكم از هجرت واقع شد

«تبريك خدا و ملايك»

«تبريك خدا و ملايك» روايت از امام صادق عليه السلام آمده است، زماني كه حسين بن علي عليه السلام متولد شد، خداوند به جبرئيل دستور داد با هزار ملائكة فرود آيد، و از طرف خداو خودش به پيامبر صلي الله عليه و آله تبريك گويد «1

«حسين و دردائيل و صلصائيل و فطرس»

اشاره

«حسين و دردائيل و صلصائيل و فطرس» سه نفر از ملائكان آسمان هريكي روي قصور در فرمان برداري يا خطور در ذهن، از

درگاه خداوند رانده شده بودند و تا أبد معذّب مي‌شدند.

پس از ولادت امام حسين عليه السلام كه جبرئيل با ملائكان آسمان براي عرض تهنيت و ابلاغ سلام خداوندي، پائين مي‌آمدند، با جبرئيل گفتگو كردند از جريان ولادت كه مطلع شدند و فهميدند كه اين مولود مبارك، در پيش خدا داراي مقام والاست به جبرئيل دست به دامن شدند كه آنها را نيز با خودشان، به حضور رسول خدا صلي الله عليه و آله ببرد** جبرئيل با كسب اجازه از خداوند آنها را با خود آورد و هر سه از بركت آن مولود مبارك بخشوده شدند

فطرس‌

فطرس جبرئيل با هزار ملك براي عرض تبريك، پائين مي‌آمد، سر راه خود به جزيره‌اي رسيدند كه فرشته‌اي، از حاملان عرش الهي، به نام فطرس، هفتصد سال بود در آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه