از مباهله تا عاشورا صفحه 404

صفحه 404

جزيره معذب بود و در اثر تأخير در كاري، از درگاه خداوند مطرود شده و بالهايش سوخته بود.

آن ملك در همان جزيره هفتصد سال بود به عبادت خدا مشغول بود از جبرئيل سؤال كرد: اي جبرئيل به كجا مي‌روي؟ گفت: خداوند، محمد را به نعمتي گرامي داشته كه از سوي خدا و خودم، براي تبريك پيش او مي‌رويم گفت: يا جبرئيل احملني معك لعلّ محمّداً يدعوا لي اي جبرئيل مرا نيز باخودت ببر، شايد محمد در باره من دعائي كند پس جبرئيل او را باخود آورد وقتي به پيش پيامبر رسيدند، جبرئيل از سوي خدا و خودش تبريك گفته و جريان فطرس را به اطلاع رسول خدا رسانيد پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: قل له: تمسّح بهذا المولود، و عُد إلي مكانك، قال فتمسّح فطرس بالحسين بن علي عليهما السلام وارتفع.

فقال يا رسول اللّه أما إنّ أمّتك ستقتله و عَلَيّ مكافاةٌ، ألّا يزوره زائر إلّا أبلغته عنه و لا يسلّم عليه مسلّم إلّا أبلغته سلامه و لا يُصلّي عليه مصلّ إلّا أبلغته صلاته ثمّ ارتفع

به او بگو: خود را به اين مولود بمال و به جاي خويش به مقام اوّليت برگرد. (فطرس خود را بر (قنداقه) حسين ماليد و بالهايش به جاي اصلي اش برگشت،! گفت: اي رسول خدا آگاه باش امت تو به زودي او را خواهند كشت! و من در عوض اين بخشودگي (متعهد ميشوم تاروز قيامت) هر زائري او را زيارت كند من به او ابلاغ مي‌كنم و در هر جا و هر كس به او سلام كند سلام او را به او مي‌رسانم و اگر درود بفرستد، درود او را بر او مي رسانم (اين تعهدها را كرد و به آسمانها پرواز كرد. «1»

در روايت ديگر است كه خداوند او را ميان عذاب دنيا و آخرت مخير كرد، او هم عذاب دنيارا پذيرفت. از پلك چشمانش در جزيره‌اي از جزاير، آويزان بود حيواني

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه