از مباهله تا عاشورا صفحه 406

صفحه 406

احمد حاشر. «1

دردائيل‌

دردائيل ابن عباس گويد: شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‌فرمود: خداوند ملكي بنام دردائيل داشت كه داراي شانزده هزار بال بود و در ميان بالها هوائي (فضائي) به اندازه بين زمين و آسمان بود. روزي به ذهنش خطور كرد آيا بالاي (عرش) خداي جلّ جلاله، چيزي هست؟ خداوند بر اين خطور نفساني او عالم بود. بالهاي او را دوبرابر كرد (32 هزار) و به او وحي نمود كه پرواز كن پانصد سال پرواز كرد بالاي هيچيك از قائمه عرش نرسيد. چون خداوند خستگي او را مي‌دانست فرمود: اي ملك به جاي خودت برگرد، فأنا عظيمٌ فوق كلّ عظيم و لا أوصف بمكان من از هر بزرگي، بزرگترم، و با مكاني توصيف نمي‌شوم

پس خداوند بالها و مقام او را از صفهاي ملائكه، گرفت.

وقتي كه حسين بن علي عليهما السلام شب جمعه، متولد شد خداوند به خازن جهنم وحي كرد به خاطر مولودي كه به محمد تولد يافته، آتش جهنم را به دوزخيان خاموش كن و به رضوان خازن بهشت وحي كرد بهشت را زينت ده و به ديدار يكديگر برويد به كرامت مولودي كه در دنيا براي محمد به وجود آمده است و به ملايكان وحي فرمود كه، با تسبيح و تحميد و تمجيد وتكبير به صف ايستيد به احترام مولودي كه در دنيا براي محمد متولد شده است.

و خداي عزّ وجلّ به جبرئيل وحي كرد، با هزار گروه از ملائكه كه هر گروه، مركّب از هزار هزار ملك باشد سوار بر اسبهاي ابلق لگام شده، و با شما ملائكان روحانيون كه در دست هر يك از آنها شمشيري از نور باشد، به سوي محمد فرود آئيد وبه او به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه