از مباهله تا عاشورا صفحه 413

صفحه 413

عبد اللّه فهميد كه امام تصميم جدي گرفته كه مدينه را ترك نمايد گفت: يا أباعبداللّه اكشف لي عن الموضع الّذي لم يزل رسول اللّه يقبّله منك فكشف عن سرّته فقبّلها ثلاثاً و بكي «1» فقال عليه السلام له: اتّق اللّه يا ابا عبدالرحمن لا تدعن نصرتي «2»

اي اباعبدالله محلي را كه پيغمبر دائماً آنجارا مي‌بوسيد برايم باز كن.

امام نافش را باز كرد پسر عمر، سه مرتبه ناف امام را بوسيد و گريه نمود. امام فرمود:

اي اباعبد رحمان از خدا بترس، ياري كردن مرا از دست نده (از كمك كردن من خود داري منما).

اما آن بي سعادت با اينكه با چشم خود ديده بود، پيامبر با حسين عليه السلام چه رفتارهائي داشت، باز زندگي پنج روز دنيا را با سعادت هميشگي معاوضه كرد و به نور ديده رسول خدا صلي الله عليه و آله (پشت كرد و) كمك ننمود. أللّهمّ اجعل عواقب امورنا خيراً آمي

«7- برپشت رسول خدا صلي الله عليه و آله»

«7- برپشت رسول خدا صلي الله عليه و آله» در أحاديث ليث بن سعد، آمده است، روزي پيامبر صلي الله عليه و آله با جمعي، نماز ميخواند و حسين در كنارش بود هر وقت حضرت به سجده ميرفت بر پشتش سوار ميشد و پاهايش را حركت داه و مي‌گفت: حل حل (جمله ايست براي به حركت در آوردن شتر مي‌گويند) حضرت موقع سر برداشتن از سجده، او را مي‌گرفت و به كنارش مي‌گذاشت دوباره به سجده مي‌رفت باز حسين سوار بر پشتش مي‌شد باز مي‌گفت:

حل حل تا حضرت از نماز فارغ ميشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه