از مباهله تا عاشورا صفحه 416

صفحه 416

ذُكِرْتَ، ادْعوُكَ مُحْتاجاً، وَارْغَبُ الَيْكَ فَقيراً، وَافْزَعُ الَيْكَ خائِفاً، وَابْكي الَيْكَ مَكْروُباً، وَاسْتَعينُ بِكَ ضَعيفاً، وَاتَوَكَّلُ عَلَيْكَ كافِياً، احْكُمْ بَيْنَناوَبَيْنَ قَوْمِنا فَانَّهُمْ غَرّوُنا وَخَدَعوُنا وَخِذَلوُنا وَغَدَروُبِنا وَقَتَلوُنا، وَ نَنَحْنُ عِتْرَةُ نَبِيِّكَ وَوَلَدُ حَبيبِكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الّلهِ، الَّذي اصْطَفَيْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَاْتَمَنْتَهُ عَلي وَحْيِكَ، فَاجْعَلْ لَنا مِنْ امْرِنا فَرَجاً وَمَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ ياارْحَمَ الرَّحِمينَ «1»

«صَبْراً عَلي قَضائِكَ يا رَبَّ لا الهَ سِوكَ، يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ، ما لِيَ رَبٌّ سِواكَ وَ لامَعْبوُدَ غَيْرُكَ، صَبْراًعَلي حُكْمِكَ يا غِياثَ مَنْ لا غِيْاثَ لَهة، يا دائِماً لا نَفْادَ لَهُ، يا مُحْيِيَ الْمَوْتي، يا قائِماً عَلي كلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ احْكُمْ بَيْني وَبَيْنَهُمْ وَانْتَ احْكَمُ الْحاكِمينَ» «2

«جسارت شمر به قمر بني هاشم»

«جسارت شمر به قمر بني هاشم» حضرت أبوالفضل عليه السلام عمر بن سعد را ندا در داد يابن سعد اين حسين فرزند دختر رسول خدا است، يارانش را كشتيد و افراد اهل بيتش را شهيد كرديد اين عيالات وبچه‌هاي اوست كه تشنه هستند! براي آنها آب دهيد كه جگرهايشان آتش گرفته است، با اين حال باز به شما پيشنهاد مي‌كند اگر اجازه دهيد حاضر است با (باقيمانده اهل بيتش) به روم و يا هند برود و حجاز را براي شما واگذارد.

اين گفتار در بعضي از آنها اثر كرد و گريستند، ولي شمر به جلو آمده و با صداي بلند ندا كرد و گفت: يابن أبي تراب لو كان وجه الأرض كلّه مائاً و هو في تحت أيدينا، لما سقيناكم منه قطرة إلّا أن تدخلوافي بيعة يزيد اي پسر ابي تراب اگر تمامي روي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه